بامداد كرده بودم ( 1 ) . برخاستيم ( 2 ) و بنزديك انس مالك شديم ، طبقى بياوردند ( 3 ) رطب بر آن جا نهاده و پيش ما بنهادند » . انس گفت : بخور يا بالعاليه ( 5 ) كه اين از آن درخت است كه خداى تعالى گفت : * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ . ) * آنگه انس گفت : روزى رسول را - عليه السّلام - قناعى بسر بياوردند ، او ( 6 ) اين آيت برخواند ، غرض آن بود كه درخت پاكيزه درخت خرماست . و در كلام محذوفى هست ، و التّقدير : كشجرة طيّبة ثمرتها ، براى آن كه معلوم است كه درخت خوش نباشد ، ميوهء او خوش باشد ، و اگر بر عموم حمل كنند و گويند : طيّب ( 7 ) منظرها ( 8 ) و نضارتها و ظلَّها ( 9 ) و ثمرتها ، بهتر باشد .
و بعضى دگر گفتند كه : مرا به « كلمت » دعوت رسول است خلق را با ايمان و عمل صالح ، و براى آن « كلمت » خواند آن را كه آن دعوت به كلمات و كلام راست شود .
ابو ظبيان گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : اين درختى است در بهشت ، اصل آن ثابت و راسخ است در زمين ، چه اگر اصلى ثابت ندارد در زمين بر جاى بنماند و برگ و بر نيارد ، چه درخت آب از عروق خورد و عروق او در زمين باشد ، * ( وَفَرْعُها فِي السَّماءِ ) * ، و شاخ آن درخت گفت از بلندى و رفعت در آسمان است ، اصلها ثابت و فرعها نابت ، اصلها راسخ و فرعها شامخ ، اصلها اصيل و فرعها طويل ، اصلها منيع و فرعها رفيع ، اصلها [ غير ] بال و فرعها متعال ، اصلها راس و فرعها نام ، شعر [ 64 - پ ] :
رسا اصله تحت الثّرى و سمابه
الى النّجم فرع لا ينال طويل
همچنين اين كلمت ، اعنى شهادت : ان لا إله الَّا اللَّه در دل مؤمن ثابت و راسخ
هامش
( 1 ) . مل : نگزارده بودم .
( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، مل : برخاستم ، آج ، لب ، آن : برخواستيم ، مش : برخواستم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : بياورد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : بنهاد .
( 5 ) . آج ، لب ، مش : ابو العاليه .
( 6 ) . آب ، آز ، مل : و .
( 7 ) . قم : طيّبة .
( 8 ) . مش : منظرتها .
( 9 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، آل : ظلَّتها ، مل : طلعها .