ابليس بر آن منبر شود و كافران و اهل دوزخ در زير منبر او بنشينند و او را ملامت كردن گيرند در آن اضلال و اغواء كه او كرده باشد او گويد : * ( إِنَّ اللَّه وَعَدَكُمْ ) * ، خداى شما را وعده داد ، وعدهء حق و نويد درست ( 1 ) ، و من نيز شما را وعدهاى دادم و آن وعده خلاف كردم و مرا بر شما دستى و حجّتى و سلطانى نبود بيش از آن كه شما را دعوت ( 2 ) كردم مرا اجابت كردى . * ( فَلا تَلُومُونِي ) * ، مرا ملامت مكنى ، خود را ملامت كنى . و اين آيت من ادلّ الدّليل است على فساد مذهب المجبّره ، كه اگر خداى تعالى كفر و معاصى در ايشان آفريده بودى ، ابليس نگفتى : * ( وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ) * ، گفتى : خداى را ملامت كنى كه مرا و شما را گناهى نيست . * ( ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ ) * ، من فرياد شما نرسم ، و شما نيز فرياد من نرسى ، چه هر يكى از ما به جرم خود گرفتار است ، من به دعوت و شما به اجابت ، يقال : استصرخنى فأصرخته ، اى استغاثنى فأغثته ، و اصله من الصّراخ و هو الصّياح ، و الصّريخ ، المصرخ . * ( إِنِّي كَفَرْتُ ) * ، من كافرم امروز به آن شرك كه به من آوردى و مرا شريك خداى گفتى ، شما در دنيا به من ايمان داشتى ، من امروز به ايمان شما كافرم . و حمزه خواند :
بمصرخىّ ، به كسر « يا » و اصل بمصرخينى بوده است ، « نون » جمع براى اضافت بيفتاد ، دو « يا » مجتمع شدند : يكى « يا » ى جمع و يكى « يا » ى اضافت . آنگه « يا » در « يا » ادغام كردند و « يا » ى دوم را تحريك بايست كردن براى ادغام . آن كه تحريك به كسر كرد ، حمل كرد على المجزوم ، فانّه اذا حرّك حرّك الى الكسر ( 3 ) ، و آن كه به فتح خواند ، اختار اخفّ الحركات ( 4 ) .
آنگه حق تعالى از ( 5 ) حكايت بگذشت ( 6 ) [ 64 - ر ] از خود مىگويد كه ظالمان و كافران را عذابى مولم سخت باشد . عقبة بن عامر روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت در حديث شفاعت كه عيسى - عليه السّلام - گويد : ذلكم
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : وعده و نويد حق و درست .
( 2 ) . اساس : وعده ، با توجه به معنى آيه و اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بالكسر .
( 4 ) . قم ، مل ، آل ، مش : اختيار أخف الحركات كرد ، آج ، لب كرد .
( 5 ) . آب ، آز ، آج ، لب ، آل ، مش اين .
( 6 ) . آو ، بم : بگزشت .