خدايش ، بگو كه خداى گمراه بكند آن را كه خواهد ، و راه نمايد به او آن را كه با او شود .
آنان كه بگروند ( 1 ) و بيارامد دلهايشان به ذكر ( 2 ) خداى ، به ذكر ( 3 ) خداى بيارامد دلها .
آنان كه ايمان آرند ( 4 ) و كار نكو كنند ( 5 ) ، خنك ايشان را و نيكو باز گشتنگاه ( 6 ) .
همچنين بفرستاديم [ تو را ] ( 7 ) در امّتى كه بگذشتند از پيش ايشان جماعاتى تا بخوانى بر ايشان آنچه وحى كرديم به تو ، و ايشان كافر شدند ( 8 ) به خداى ، بگو او خداى من است ، نيست خداى مگر او ، بر او توكّل كردم و با اوست بازگشت من .
قوله تعالى : * ( وَلِلَّه يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً ) * - الاية ، حق تعالى در اين آيت بيان كرد كه : هر كه هست از عقلا در آسمانها و زمين [ 49 - ر ] ، همه خداى را سجده مىكنند امّا بطوع و رغبت و امّا بكراهت و جبر . و در او چند قول گفتند :
حسن بصرى و قتاده و ابن زيد گفتند : مؤمنان خداى را سجده مىكنند بطوع و رغبت بى اكراه و اجبارى ، و كافران بر رغم و كراهت خود از بيم شمشير . و عبد اللَّه مبارك گفت از سفيان ثورى كه : ربيع خثيم چون اين آيت خواندى ، گفتى : بل طوعا يا ربّاه ، بل ما تو را سجده بطوع و رغبت مىكنيم اى خداى .
قولى دگر آن است كه : مؤمنان خداى را سجده كنند بطوع ، و كافران از روى حاجت و افتقار به او و مذلَّت و انقياد او را در حكم ساجدند ، از آن جا كه خاشع و
هامش
( 1 ) . قم : ايمان آوردند ، آو ، آج ، لب : بگرويدند .
( 3 - 2 ) . قم ، آو ، آج ، لب : ياد كرد .
( 4 ) . قم ، آو ، آج ، لب : ايمان آوردند .
( 5 ) . آو ، آج ، لب : كردند .
( 6 ) . قم : بازگشتنگاهى : آو ، آج ، لب : بازگشتن .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از قم ، افزوده شد .
( 8 ) . قم : مىشوند ، آو ، آج ، لب : شوند .