تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خداى آفريدگار همه ( 1 ) چيز است ، و او يكى است قهر كننده . ( 2 ) بفرستاد از آسمان آبى ، روان گشت رودهاى به اندازهء خود ، برگرفت رود كفى بر آمده و از آنچه مى برافروزى ( 3 ) بر او در آتش طلب آرايش ( 4 ) را يا متاعى كفى مانند آن ، همچونين ( 5 ) بزند خداى درست و نادرست ، امّا كف برود به رود آورد ( 6 ) و اما آنچه سود دارد مردمان را ، بايستد در زمين ، همچونين ( 7 ) بزند خداى مثلها . آنان را كه پاسخ كنند خداى ( 8 ) را نيكوتر باشد و آنان كه اجابت نكنند او را اگر ايشان را بود هر چه در زمين هست جمله و مانند آن با آن ( 9 ) فدا كنند به آن ، ايشان آنند كه ايشان را بود بدى حساب ( 10 ) و جاى ايشان دوزخ بود و بد بستر 1 » است . آن كس كه داند كه آنچه فرستادند به تو از خدايت ، درست است ، چنان باشد كه نابينا بود اين انديشه كند ( 12 ) خداوندان خردها . آنان كه وفا كنند به عهد خداى و نشكافند ( 13 ) پيمان .
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : آفرينندهء هر . ( 2 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : توقدون ، به قياس با متن قرآن مجيد تصحيح شد . ( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب : بر مىافروزند . ( 4 ) . آو : جستن آرايشى . ( 7 - 5 ) . آو ، بم ، آج ، لب : همچنين . ( 6 ) . آو : بر آورد . ( 8 ) . قم ، آو ، آج ، لب خود . ( 9 ) . آب : وا او ، آج ، لب : با او . ( 10 ) . آو ، آج ، لب : شمار . ( 11 ) . قم : جاى ، آو ، آج ، لب : جايگاه . ( 12 ) . آو ، آج ، لب : كنند . ( 13 ) . قم : بشكنند ، آو ، آج ، لب : بنشكنند .