يشعرون ، ايمن ( 1 ) شدهاند از آن كه آيد به ايشان پوششى از عذاب خداى يا به ايشان آيد قيامت بناگاه و ايشان ندانند ؟
بگو اين راه من است ، مىخوانم با خداى بر علم و بينايى من و آنان كه پسرو منند ( 2 ) ، و منزّه است خداى و نيستم من از جملهء مشركان .
نفرستاديم ما از پيش تو مگر مردانى را كه وحى كردند به ايشان از اهل شهرها ، ( 3 ) نمىروند اينان در زمين تا بنگرند كه چون بوده است آخر كار آنان كه از پيش ايشان بودند ؟ و سراى باز پسين بهتر است آنان را كه پرهيزگار باشند ، ( 4 ) خرد ندارى شما ؟
تا آن كه نوميد شوند ( 5 ) پيغامبران و بدانند كه ايشان را دروغ خواهند داشتن ، آمد به ايشان يارى ما ، برهانيم آنان را كه ما خواهيم و باز ندارند عذاب ما از گروه گناهكاران .
بود در قصّههاى ايشان عبرتى خداوندان عقلها را ، نبود حديثى كه فرو ( 6 ) بافند و لكن راستى آنچه از پيش اوست و تفصيل هر چيزى و بيانى و بخشايشى گروهى را كه ايمان آرند .
قوله ( 7 ) : * ( ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ - ) * الايه ، * ( ذلِكَ ) * ، اشارت است به آنچه رفت از
هامش
( 1 ) . قم : اى ايمن .
( 2 ) . قم : پسروى كرد مرا .
( 3 ) . قم اى .
( 4 ) . قم ، آو ، آب ، آز : كذبوا .
( 5 ) . قم ، آو ، آب ، بم ، آج ، لب : شدند .
( 6 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، آج ، لب : فرا .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم تعالى .