آمرزش خواهم از خداى - جلّ جلاله .
اگر گويند چرا چون از يعقوب استغفار خواستند ، وعده داد ( 1 ) و توقّف نمود ، و يوسف - عليه السّلام - كه صاحب واقعه بود توقّف نكرد و گفت : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ) * ، گوييم : از اين دو جواب گفتند ، يكى آن كه : از كار جوانان تعجيل باشد و از كار پيران تأنّى . جواب ديگر آن كه گفتند : براى آن تأخير كرد تا وقت سحر در آيد براى آن كه وقت سحر ، وقت استغفار باشد ، نبينى كه حق تعالى چند جاى در قرآن استغفار به وقت سحر باز بست ، فى قوله : وَبِالأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ( 2 ) ، و فى قوله :
وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحارِ ( 3 ) . چون وقت سحر در آمد ، يعقوب - عليه السّلام - ورد خود بگزارد ( 4 ) ، چون فارغ شد ، دست برداشت و گفت : بار خدايا ! مرا بيامرز [ به ] ( 5 ) جزعى كه بر يوسف كردم و فرزندان مرا بيامرز به اسائتى كه با يوسف كردند . خداى تعالى وحى كرد به او ( 6 ) كه : من تو را و ايشان را بيامرزيدم .
راوى خبر گويد : به مسجد رسول مىرفتم به حجرهء عبد اللَّه مسعود بگذشتم ، او مىگفت : اللَّهمّ انّك دعوتنى فاجبت و امرتنى فاطعت و هذا سحر فاغفر لى . او را گفتم : يا بن مسعود ! سحر را چه تخصيص است ؟ گفت : وقت اجابت دعا باشد .
نبينى كه يعقوب - عليه السّلام - پسرانش را وعده به سحر داد ، فى قوله : * ( سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ؟ ) * عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه الصّلاة و السّلام - كه او گفت : وعدهء ايشان به شب آدينه داد ( 7 ) . وهب گفت : بيست و اند سال هر شب آدينهاى براى ايشان آمرزش مىخواست . عطاء الخراسانىّ گفت : حاجت از جوانان خواستن اوليتر باشد كه از پيران ، نبينى كه يوسف به اوّل وهلت برادران را گفت : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ ) * ، و يعقوب گفت : * ( سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي . ) * و شعبى گفت : براى آن
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل و گفت استغفار كنم ، آو ، آب ، آز براى شما .
( 2 ) . سورهء ذاريات ( 51 ) آيهء 18 .
( 3 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 17 .
( 4 ) . آب : بگذارد .
( 5 ) . از قم افزوده شد .
( 6 ) . بم : با او .
( 7 ) . قم : بود .