با يكديگر گفتند عند آن كه راى مىزدند و مناجات مىكردند ، يكى از ايشان گفت :
چون حال چنين است ، باز گردى و با نزديك پدر شوى و بگوى كه پسرت - يعنى ابن يامين - دزدى كرد ، يعنى صاع ملك بدزديد .
و عبد اللَّه عبّاس و ضحّاك ، در شاذّ خواندند : سرّق ، به تشديد « را » على الفعل المجهول ، اى نسب ( 1 ) الى السّرقة ، او را دزد كردند و بر او تهمت دزدى نهادند . و از بعضى قرّاء شاذّ روايت كردند كه او خواند : انّ ابنك سرق ، على الفعل المجهول و التّخفيف ، پسرت را بدزديدند . * ( وَما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا ) * ، و ما گواى ( 2 ) نداديم الَّا به آنچه دانستيم ، يعنى ما گواى ( 3 ) نمىدهيم الَّا بردانسته ، و « الَّا » ( 4 ) قول محمّد بن اسحاق است .
ابن زيد گفت ، پدر ايشان را گفت : ايشان چه دانستند كه دزد را به بندگى بايد گرفتن ؟ گفتند : * ( وَما شَهِدْنا إِلَّا [ بِما ] ) * ( 5 ) * ( عَلِمْنا ) * ، اين ما گفتيم و لكن در اين گفتن گواى ( 6 ) نداديم الَّا به آنچه دانستيم من استرقاق السّارق ، * ( وَما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ ) * ، و ما غيب ياد نداريم ( 7 ) كه بايد گفتن كه او دزدى كرد يا به دروغ بايد گفتن كه حكم دزد آن است كه او را به بنده گيرند . و بعضى دگر گفتند : معنى آن است كه ما اين گواى ( 8 ) بر ظاهر حال مىدهيم ، و غيب خداى داند ، ما حافظ غيب نهايم .
قولى دگر از عبد اللَّه عبّاس آن است كه مراد به « غيب » ، شب است ، يعنى مگر شب ( 9 ) كرده باشد و ما نديديم . و « غيب » به لغت « حمير » ، شب باشد . قتاده و مجاهد گفتند : ما ندانستيم كه كارى چونين ( 10 ) پيش خواهد آمدن ، و آنچه گفتيم :
وَ نَحْفَظُ أَخانا ( 11 ) . . . ، آن خواستيم كه او را نگاه داريم از آنچه به ما تعلَّق دارد و جهد كنيم و شفقت به جاى آريم ( 12 ) . امّا از آنچه در دست ما نباشد ، چه توانيم كردن ! قولى دگر آن است [ 30 - پ ] كه : ما ندانستيم كه توبه اين پسر نيز مصاب
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : نسبت .
( 6 - 3 - 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : گواهى .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : اين .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از قرآن مجيد آورده شد .
( 7 ) . آو ، آب ، آز ، آج ، لب : ياد نداشتيم .
( 8 ) . همه نسخه بدلها ، بجز قم و آو : گواهى .
( 9 ) . همه نسخه بدلها : به شب .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : چنين .
( 11 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 65 .
( 12 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، لب : شفقت بريم .