خواه براى ما گناه ( 1 ) ما را كه ما خطا كرديم .
گفت ( 2 ) : آمرزش خواهم براى شما از خدايم كه او آمرزنده و بخشاينده است .
چون در شدند بر يوسف [ باز گرفت با خود مادر و پدرش را ] ( 3 ) و گفت در شوى در مصر اگر خواهد خداى ايمن ( 4 ) .
برداشت پدر مادرش به سرير ، به رو در افتادند براى او به سجده و گفت : اى پدر ! اين تعبير ( 5 ) خواب من است از پيش بكرد آن را خداى من درست و نيكوى كرد با من چون بيرون آورد مرا از زندان و آورد شما را از بيابان از پس آن كه تباه كرد ديو ميان من و ميان برادران من ، خداى لطف كننده است آن را كه خواهد و او دانا و محكم كار است .
بار خدايا ! بدادى مرا از پادشاهى و بياموختى مرا از تعبير خواب ( 6 ) اى آفرينندهء آسمانها و زمين ! تو خداوند ( 7 ) منى در دنيا و آخرت ، جان بردار مرا مسلمان ( 8 ) ، و در رسان مرا به نيكان ( 9 ) .
قوله تعالى : * ( ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ - ) * الايه ، اين حكايت قول بعضى برادران است كه
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گناهان .
( 2 ) . قم ، آو زود بود ، آب ، آج زود باشد .
( 3 ) . اساس : ناخواناست ، از قم ، افزوده شد .
( 4 ) . قم : آمنان .
( 5 ) . آو ، بم ، آب : تفسير .
( 6 ) . قم : خوابها .
( 7 ) . آو ، بم ، آب : خداى .
( 8 ) . آب : جان مرا بردار به مسلمانى .
( 9 ) . قم : به نيكمردان .