نهد ] ( 1 ) بناى وى بر كرانهء چاهى رزيده ( 2 ) ، در افتد [ به آن ] ( 3 ) در آتش دوزخ ، و خداى راه ننمايد گروه ستمكاران را .
زايل ( 4 ) نباشد » بنايى كه ايشان ، آن كه بنا كردند شكّى در دلهاى ايشان ، مگر كه پاره پاره شود دلهاى ايشان و خداى داناست و محكم كار .
كه خداى بخريد از مؤمنان جانهاى ( 6 ) ايشان و مالهاى ايشان به آن كه ( 7 ) باشد ايشان را بهشت ، كار زار كنند در راه خداى ، بكشند ايشان ، و بكشندشان و عدهاى بر او واجب در توريت و انجيل و قرآن ، و كيست وفا كنندهتر به پيمان وى از خداى ؟
شادمانه باشى به بيعى ( 8 ) به آن كه بيعت كرد [ ى ] ( 9 ) به وى ، و اين اوست رستگارى بزرگ [ 109 - پ ] .
توبه كنندگان خداى پرستان شكر كنندگان در راه داران ركوع كنان سجود كنان فرمايندگان به نيكوى باز دارندگان از نابايست ( 10 ) و نگاه دارندگان حدهاى خداى ، و مژده ده مؤمنان [ را ] ( 11 ) .
هامش
( 1 ) . اساس : افتادگى دارد ، از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب : رودى كه اصلش از سيل ويران شده ، مج : كنارهء رزيده ، بم : و كنارهء ريزنده .
( 11 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . مج : به زايل .
( 5 ) . آو ، مج بنايى كه ايشان كردند .
( 6 ) . آو ، بم : تنهاى ، آج ، لب : ارواح .
( 7 ) . آج ، لب : به بدل آن كه .
( 8 ) . آو ، بم ، مج : به بيعتان . آج ، لب : به خريدن و فروختن شما .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد ، آج ، لب : مبايعت كرديد .
( 10 ) . آو ، بم ، مج : ناشايست ، آج ، لب : ناكردن .