نيز [ از ] ( 1 ) اهل مدينه جماعتى متمرّد ، طاغى ، مصر بر كفر و نفاق ، تو ايشان را ندانى اى محمّد ! ما دانيم ايشان را ، براى آن كه نفاق ( 2 ) اظهار ايمان باشد با ابطان ( 3 ) كفر ، و ايشان كفر در باطن دارند و عالم به باطن منم ، تو ظاهر شناسى و بس . آنگه ( 4 ) گفت :
* ( سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ) * ، ما ايشان را دوبار عذاب كنيم . قتاده گفت : در اين آيت چه ( 5 ) بوده است گروهى را كه در حق مردمان زبان دراز كردهاند و مىگويند : فلان از اهل بهشت است و فلان از اهل دوزخ است . چون ايشان را گويى تو كيستى ؟ ( 6 ) گويد :
ندانم ، آن كس كه احوال خود نداند ، احوال ديگران كمتر داند . در اين باب تكلَّف چيزى مىكنى كه پيغامبران نكردند ، نبينى كه نوح - عليه السلام - مىگويد : . . . وَما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 7 ) . و شعيب - عليه السلام - مىگويد : [ . . . وَما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ ( 8 ) ، و حق تعالى مىگويد با رسول عليه السلام ( 9 ) ] ( 10 ) كه : * ( لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ) * .
اما قوله : * ( سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ) * ، مفسّران در اين دو عذاب خلاف كردند ، بعضى گفتند ، و آن روايت سدى است از ابو مالك از عبد اللَّه عباس كه : يك عذاب آن بود كه ، رسول - صلى اللَّه عليه و آله - روز آدينهاى بر منبر خطبه مىكرد ، برخاست و اشارت كرد و گفت : يا فلان ! برون شو از مسجد كه تو منافقى ! و يا فلان و يا فلان ! و جماعتى را نام برد ، و ايشان را به نفاق گواهى داد و از مسجد بيرون كرد و رسوا كرد ايشان را . اين فضيحت يك عذاب است ، و عذاب دوم عذاب گور است .
مجاهد گفت : عذاب اوّل قتل و سبى است و عذاب دوم عذاب گور است .
قتاده گفت : عذاب اوّل دوبيله است و دوم عذاب گور . ابن زيد گفت : عذاب اول مصائب است در اموال و اولاد ، و دوم عذاب دوزخ است .
هامش
( 10 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب و .
( 3 ) . مج : من ابطان .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : پس آنگه .
( 5 ) . آو ، آج ، بم : حثّه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : چيستى .
( 7 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 112 .
( 8 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 104 ، و هود ( 11 ) آيهء 86 .
( 9 ) . آج ، لب منع غيبت گفتن .