نباشد ( 1 ) پيغمبر را و آنان را كه ايمان آرند ( 2 ) كه آمرزش خواهند براى هنبازگيران ، و اگر چه باشند خداوندان نزديكى از پس آن كه روشن شد ايشان را كه ايشان اهل دوزخاند .
[ 110 - ر ]
و نبود آمرزش خواستن ابراهيم براى پدرش الا از وعدهاى ، وعده داد ( 3 ) وى را چون پيدا شد وى را كه وى دشمن خداى است ، بيزار شد از وى كه ابراهيم توبه كنندهاى بردبار است .
و نبود خداى كه گمراه كند گروهى را پس از آن كه راه داد ايشان را تا بيان كند ايشان را آنچه پرهيزند ( 4 ) كه خداى به هر چيزى داناست .
كه خداى او راست پادشاهى آسمانها و زمين ، زنده كند و بميراند و نيست شما را از جز خداى از دوستى و نه يارى ( 5 ) .
( 6 ) [ 110 - پ ]
توبه پذيرفت ( 7 ) خداى بر پيغامبر و ياران او - مكى و مدنى - آنان كه پى او گرفتند در وقت دشخوارى ( 8 ) از آن پس كه نزديك بود كه بچسبد ( 9 ) دلهاى گروهى ازيشان پس توبه پذيرفت ( 10 ) برايشان كه وى بديشان مهربان و بخشاينده است .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : نسزد .
( 2 ) . آو ، بم : آوردند .
( 3 ) . آج ، لب : كه وعده دادند .
( 4 ) . آو ، بم ، مج : بپرهيزند .
( 5 ) . آج ، لب : خداى هيچ دوستى و نه هيچ يارى دهنده .
( 6 ) . اساس : تزيغ ، به قياس با قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 7 ) . آج ، لب : به حقيقت بازگشت و توبه داد خداى .
( 8 ) . آج ، لب : دشوارى .
( 9 ) . آو ، بم : بخنبد ، آج ، لب : ميل كند .
( 10 ) . آج ، لب : بازگشت .