بگو بكنى ، كه داند ( 1 ) خداى كردار شما و رسولش و مؤمنان ، و باز برند ( 2 ) شما را با داناى ( 3 ) نهان و آشكارا . خبر دهد شما را بدانچه كرده باشى .
و ديگران باز پس داشتهاند براى فرمان خداى ، يا عذاب كند ايشان را ، و يا توبه پذيرد برايشان ، و خداى داناست و محكم كار .
[ 108 - پ ]
و آنان كه گرفتند مسجد به زيانى ( 4 ) و كافرى ( 5 ) و جدا كردن ميان مؤمنان ، و نگهداشتن ( 6 ) راه براى آنان كه كار زار كنند ( 7 ) با خداى و رسولش پيش از ( 8 ) اين ، و سوگند مىخورند كه ما نمىخواهيم مگر نيكوى ، و خداى گواهى مىدهد كه ايشان دروغ مىگويند .
مه ايست ( 9 ) در آن جا هرگز ، مسجدى كه بنا كنند بر پرهيزگارى از نخست روز سزاوارتر كه بايستى در وى ، در او مردانى هستند كه دوست دارند كه پاك باشند و خداى دوست دارد پاكيزگان را .
[ 109 - ر ]
آن كس كه بنا نهد بناى وى بر ترس از خداى و خشنودى بهتر باشد [ يا آن كس كه بنا
هامش
( 1 ) . آج ، لب : زود بود كه بيند .
( 2 ) . آج ، لب : زود بود كه باز گردانند .
( 3 ) . آو ، بم : وادانندهء .
( 4 ) . آج ، لب : مسجدى براى مضرّت مسلمانان .
( 5 ) . آج ، لب : براى كفر ، آو ، مج : و كفر .
( 6 ) . آج ، لب : و براى سازدادن .
( 7 ) . آج ، لب : آن كس كه حرب كرد .
( 8 ) . آج ، لب : پيش از بناى مسجد .
( 9 ) . مه ايست / مايست .