باشد خداى كه عذاب كند ايشان را و تو يا محمّد در ميان ايشان باشى ، و نه باشد ( 1 ) خداى سبحانه و تعالى عذاب كنندهء ايشان ، و ايشان آمرزش مىخواهند .
و چِبُوَد » ايشان [ را ] ( 3 ) كه عذاب نكند ايشان را خداى تعالى و ايشان مىبگردانند و مىبگردند از مزكت ( 4 ) حرام ( 5 ) و نبودند و نيستند دوستان او ، نباشد دوستان او مگر پرهيزكاران و لكن بيشتر ايشان ندانند .
[ و نبود ] ( 6 ) نماز ايشان نزديك خانه مگر صفير و دست بر هم زدن ، بچشى عذاب به آنچه كافر شدى .
قوله [ تعالى ] ( 7 ) : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ ) * - الاية - . حق تعالى در اين آيت خطاب كرد با مؤمنان و گفت ايشان را : اى گرويدگان و باوردارندگان من و رسولان من ! چون بينى كافران را كه به يك بار ( 8 ) به سر شما فرود آيند ، نگر تا پشت بر نكنى و به هزيمت نروى . و الزّحف ، الزّحمة ، و قوله : زحفا ، اى مجتمعين متزاحفين ( 9 ) . و اصل او تدانى و تقارب باشد ، قال الاعشى :
لمن ( 10 ) الظَّعائن سيرهنّ تزاحف
عرض الشّفير ( 11 ) اذا تقاعس يحذف ( 12 )
و زحف ، مصدر است ، براى اين تثنيه و جمع نكرد او را ، و نصب او محتمل است دو وجه را يكى : مصدر على تقدير زاحفين زحفا ، و دوم : مصدرى در موضع حال اى متزاحمين . * ( فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ ) * پشتهاى خود را به ايشان مدهى ، و معنى آن كه [ به ] ( 13 ) هزيمت مروى . لفظ دبر براى استقباح حال گفت تا باشد كه ايشان استنكاف كنند از آن كه بگريزند و همه مبالات نكردند .
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، مج ، آن : نكند آج : نسزد .
( 2 ) . آج ، لب : چيست آو ، بم ، آن : نبايد مج : نباشد .
( 13 - 7 - 6 - 3 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : مسجد .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : مكّه .
( 8 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : يكبارگى .
( 9 ) . آو ، بم ، آن : مزاحفين آج : مزاحمين به هزيمت .
( 10 ) . اساس : انّ به قياس با نسخه آو ، و اتفاق نسخهها تصحيح شد .
( 11 ) . اساس : عوم السّفين به قياس با نسخه آو ، تصحيح شد .
( 12 ) . اساس : تحذف به قياس با نسخه آو ، تصحيح شد .