تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
شروع به پيشروى كرد . بدر الدين كه ديگر نمىتوانست ايستادگى كند ، ناچار به موصل بازگشت و از دجله گذشت و به قلعهء موصل رفت . از آن دژ نيز بعد فرود آمد و وارد شهر موصل شد . همين كه سربازان او را ديدند شادمان شدند و با او به راه افتادند و به باب الجسر رفتند . در اين هنگام لشكر دشمن روبروى لشكر موصل قرار داشت و دجله نيز ميان آن دو بود . مظفر الدين كوكبرى با كسانى كه از لشكرش زنده مانده و همراهش بودند ، در پشت تپهء حصن نينوى فرود آمد و سه روز در آن جا ماند . اما دريافت كه سپاهيان بدر الدين در موصل گرد آمده‌اند و جز اندكى از آنان كشته نشده‌اند . همچنين ، به دو خبر رسيد كه بدر الدين مىخواهد شبانه با سربازان سوار و پيادهء خود ، به وسيلهء جسرها و قايق‌ها ، از دجله بگذرد و بر او حمله برد . لذا فرار را برقرار ترجيح داد و شبانه ، بىاينكه طبلى بزند يا شيپورى بنوازد از آن جا دور شد . او و لشكريانش به سوى اربل بازگشتند . همين كه از رود زاب گذشتند ، فرود آمدند و اردو زدند . بعد فرستادگان دو طرف فرا رسيدند و كوشيدند كه ميانشان صلح برقرار كنند . سرانجام صلح كردند بدين قرار كه هر كسى هر چه را كه در اختيار دارد همچنان در دست داشته باشد . روى اين قرار پيمان بستند و سوگند ياد كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت