تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
لدين اللّه ، به او نامه نگاشته و دستور داده بود كه به همدان حمله برد . همدان و قسمت‌هاى ديگرى را نيز به او واگذار كرده بود . ايغان طائيسى نيز روانهء همدان شد تا چنان كه دستور يافته بود بر آن سرزمين چيره شود . ولى جلال الدين خوارزمشاه همين كه خبر تاخت و تاز او را شنيد با زبده‌اى از مردان جنگى خويش بدان سو رهسپار گرديد . شبانگاه به ايغان طائيسى رسيد . ايغان آنچه اسب و استر و الاغ و گاو و گوسفند از آذربايجان و اران به غنيمت گرفته بود همه را در اطراف لشكرگاه خويش قرار داده بود . جلال الدين وقتى بدان جا رسيد همهء آنها را احاطه كرد . بامداد سپاهيان ايغان طائيسى برخاستند و آن لشكر و چتر شاهى را كه بر بالاى سر سلطان بود مشاهده كردند ، دانستند كه او جلال الدين خوارزمشاه است . از اين رو سرآسيمه شدند و دست و پاى خود را گم كردند زيرا گمان مىبردند كه او در دقوقا به سر مىبرد . ايغان طائيسى كه چنين ديد ، همسر خود را كه خواهر جلال الدين بود ، پيش جلال الدين فرستاد تا از او زنهار بخواهد . جلال الدين ايغان را امان داد و او را به نزد خويش فرا خواند . در نتيجه ، لشكر ايغان طائيسى به لشكر جلال الدين خوارزمشاه پيوست و ايغان تنها ماند تا وقتى كه جلال الدين لشكر ديگرى غير از لشكر وى در اختيارش گذاشت و خود به مراغه برگشت و اقامت در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 290 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت