مسلمانان بسيارى از ايشان را كشتند و هر چه داشتند به غنيمت بردند و غنائم فراوان به جنگ آوردند .
گروه بسيارى از مسلمانان نيز در چنگ مغولان اسير بودند كه مسلمانان آنها را از مغولان گرفتند و از گرفتارى رهائى بخشيدند .
بعد به خاطر آن غنائم در ميان مسلمانان آشوب و دو دستگى بر پا شد .
سبب آن هم اين بود كه سردارى از ايشان به نام سيف الدين بغراق ، كه اصلش از تركان خلج بود و دلاورى جنگاور به شمار مىرفت و در فنون جنگ داراى رأى و تدبير بود و شخصا جنگ را گرم مىكرد ، به لشكر جلال الدين گفت :
« شما در جنگ عقب افتاديد زيرا از مغولان مىترسيديد و دلتان از بيم و هراس پر بود . »
سيف الدين بغراق هم كسى بود كه به راستى مغولان را شكست داده بود .
در ميان لشكريان اسلام سردار بزرگ ديگرى نيز بود كه او را ملك خان مىگفتند و ميان او و جلال الدين خوارزمشاه خويشاوندى وجود داشت .
او صاحب هرات بود .
اين دو امير ، يعنى امير سيف الدين بغراق و امير ملك خان بر سر تقسيم غنائم اختلاف پيدا كردند . ( زيرا سيف الدين مىگفت كسانى كه در جنگ سستى كرده و از ديگران عقب افتادهاند نبايد با كسانى كه پيش افتاده و جانبازى كردهاند يكسان از غنائم بهرهمند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٠