از ايشان كشتند .
آن عده كه سالم مانده بودند به طالقان پيش فرمانرواى خود ، چنگيز ، رفتند .
مردم هرات نيز ، همين كه خبر پيروزى مردم غزنه را شنيدند ، دلگرمى يافتند و بر والى يا شحنهاى كه از سوى مغولان در آن جا گماشته شده بود شوريدند و او را كشتند .
چنگيز خان كه از اين شورش آگاهى يافت لشكرى را بدان جا فرستاد .
اين لشكر ، همچنان كه پيش از اين ذكر كرديم ، آن جا را گرفت و ويران ساخت .
همين كه مغولان از لشكريان غزنه شكست خوردند و گريختند ، جلال الدين خوارزمشاه رسولى را پيش چنگيز خان فرستاد و براى او چنين پيام داد :
« در كجا مىخواهى با هم بجنگيم تا بدان جا بيائيم . »
چنگيز خان هم لشكر بسيارى را كه بيش از لشكر نخستين بود بسيج كرد و به فرماندهى يكى از فرزندان خويش براى جنگ با جلال الدين فرستاد .
اين لشكر به كابل رسيد .
سپاهيان اسلامى ، يعنى سربازان جلال الدين ، نيز بدان سوى روى آوردند و در آن جا براى جنگ صف آرائى كردند .
ميانشان پيكارى بزرگ روى داد و آن كافران دومين بار نيز شكست خوردند و گريختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٩