تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بود پيشش حاضر كنند . همين كه آنان را به حضورش آوردند ، همه را گردن زد در حالى كه مردم آن منظره را مىنگريستند و مىگريستند . اما توده مردم را تقسيم كردند . مردان و زنان و كودكان و دارائى آنها را از هم جدا كردند . آن روز از بسيارى فرياد و گريه و زارى روزى فراموش ناشدنى بود . مغولان توانگران را گرفتند و آنان را به گونه‌هاى مختلف شكنجه كردند تا به دارائى خود اعتراف كنند و هر چه دارند باز دهند . چه بسا كه يكى از آنها در زير شكنجه جان مىسپرد و ديگر چيزى برايش نمانده بود كه با آن جان خود را بخرد . بعد مغولان شهر را آتش زدند . در آرامگاه سلطان سنجر نيز آتش افكندند و در جست و جوى نقدينه يا اشياء ديگر گور او را شكافتند . اين گونه تبهكارىها را سه روز ادامه دادند . همين كه روز چهارم فرا رسيد ، پسر چنگيز فرمان كشتن مردم شهر را داد و گفت : « اين مردم در برابر ما سركشى كرده‌اند . بنابر اين همه را بكشيد . » آنگاه دستور داد تا كشته‌شدگان را بشمارند . شمردند و نزديك به هفتاد هزار تن بودند .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. به خدا پناه مىبريم از آنچه درين روز بر مسلمانان گذشت .