آنگاه روانهء هرات شدند كه از استوارترين شهرها بود .
آن شهر را ده روز در حلقهء محاصره نگاه داشتند .
سرانجام آن جا را گرفتند و به مردمش امان دادند .
برخى از ايشان را كشتند و بر آن عده كه سالم مانده بودند شحنهاى گماشتند و از آن جا به سوى غزنه رهسپار گرديدند .
در غزنه جلال الدين ، پسر سلطان محمد خوارزمشاه ، با آنان روبرو شد و جنگيد و شكستشان داد چنان كه ما به خواست خداوند در جاى خود اين ماجرى را شرح خواهيم داد .
مردم هرات كه امان يافته بودند ، همين كه خبر پيروزى جلال الدين را شنيدند ، دلگرمى يافتند و بر شحنه مغول شوريدند و او را كشتند .
مغولانى كه از چنگ مردم هرات گريخته بودند ، خود را به چنگيز خان رساندند و شورش مردم هرات را باز گفتند .
مغولانى هم كه اين خبر را شنيدند به فرمان چنگيز خان برگشتند و با خشم و خشونت داخل هرات شدند و مردانى را كه در شهر به سر مىبردند كشتند و خانوادههاى ايشان را اسير كردند و اموالشان را به يغما بردند .
بيرون شهر را نيز غارت كردند . آنگاه سراسر شهر را ويران ساختند و آتش زدند .
سپس به پيش فرمانرواى خود ، چنگيز خان ، برگشتند كه در طالقان بود و دستههائى از لشكريان خويش را به شهرهاى مختلف خراسان مىفرستاد .
اين سربازان هم هر شهرى را كه گرفتند همان تبهكارىها را كردند و هيچيك از شهرهاى خراسان از گزند و آزارشان بر كنار نماند .
تمام كارهائى كه مغول در خراسان كرد به سال 617 بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٤