تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و نابود ساختند . و تنها كسانى جان بدر بردند كه نهانگاه يا راهرو زير زمينى ساخته بودند و مىتوانستند در درون آنها پنهان شوند . مغولان به كشتن مسلمانان تا چند روز ادامه دادند . بعد شهر را آتش زدند و سوزاندند . سپس از آن جا به شهر اردبيل رفتند . همچنين گفته مىشد كه سبب دست‌يابى مغولان بر همدان اين بود كه وقتى مردم شهر پيش شريف علوى ، رئيس همدان رفتند و از بيدادى كه آن كافران بر ايشان روا مىداشتند شكايت كردند ، رئيس همدان به ايشان توصيه كرد كه نامه‌اى به خليفه عباسى ، الناصر الدين اللّه ، بنگارند تا لشكرى براى ايشان بفرستند با سردارى كه براى جنگ با مغولان ، ايشان را همدست و همزبان سازد . مردم هم در اين باب توافق كردند و به خليفه نامه نوشتند و او را از سر افكندگى و بيم و هراسى كه از دست مغولان داشتند و خوارى و ننگى كه آن دشمن برايشان روا مىدارد ، آگاه ساختند و از او درخواست كردند كه حتى اگر هزار سوار هم شده ، با سردارى كه در اطرافش گرد آيند و به فرماندهى وى بجنگند براى ايشان بفرستد . همين كه پيك‌ها با اين نامه‌ها روانهء بغداد شدند ، يكى از كسانى كه آن حال را مىدانست براى مغولان پيام فرستاد و ايشان را از جريان امر آگاه ساخت . مغولان هم كسانى را فرستادند كه در سر راه قاصدان ايستادند و آن نامه‌ها را از ايشان گرفتند .