تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نداشتند كه به مغولان بپردازند . از اين رو ، در پيش شريف علوى ، رئيس همدان حضور يافتند . در پيش رئيس همدان ، فقيهى هم حضور داشت كه براى پيكار با مغولان كمر بسته بود و مىخواست مردم را براى قيام شايسته‌اى در برابر آن كافران همزبان و هماهنگ سازد . مردم به آن دو تن گفتند : « اين كافران آنچه داشتيم از ما گرفتند و ديگر چيزى براى ما نگذاشتند كه به آنها بدهيم با اين زورگوئى و اخاذى كه مغولان مىكنند و اين خوارى كه نمايندهء ايشان در اين جا بر ما روا مىدارد ، جان ما به لب رسيده است . » مغولان ، چنان كه در بالا گفتيم ، شحنه‌اى در همدان داشتند كه هرطور دلش مىخواست به مردم تحكم مىكرد . شريف علوى به مردمى كه براى شكايت آمده بودند ، گفت : « وقتى كه ما از جنگ با چنين دشمنى عاجزيم چاره چيست ؟ راهى نداريم جز اين كه به پول و مال با آنها بسازيم و مدارا كنيم . » مردم گفتند : « تو براى ما از آن كافران بدترى . » و حرف‌هاى زننده‌اى به او زدند . او نيز كه اين سخنان را شنيد ، گفت : « من هم يكى از شما هستم ، پس هر كارى كه دلتان مىخواهد بكنيد . » در اين هنگام آن فقيه توصيه كرد كه شحنهء مغول را از شهر برانند و در برابر مغولان ايستادگى كنند و با ايشان بجنگند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت