مردم هم شورش كردند و شحنه را كشتند و براى نگهدارى شهر و جنگ با مغولان آماده شدند .
مغولان نيز به همدان رسيدند و آن جا را محاصره كردند .
در آن نواحى ، به سبب ويرانگرىهاى مغول و كشته شدن مردمش ، خواربار و آذوقه كمياب بود و به سختى پيدا مىشد .
اما مغولان از نبودن آذوقه پروائى نداشتند زيرا جز گوشت حيواناتى كه با خود داشتند چيز ديگرى نمىخوردند .
چارپايان ايشان هم چيزى نمىخوردند جز گياهى كه از زمين مىروئيد ، حتى با سمهاى خود زمين را مىكندند و ريشهء گياهان را بيرون مىكشيدند و مىخوردند .
وقتى كه همدان در حلقهء محاصره قرار گرفت مردم با مغولان به جنگ پرداختند .
رئيس همدان و آن فقيه نيز پيشاپيش ايشان مىجنگيدند :
از مغولان گروه بسيارى كشته شدند . آن فقيه نيز چند زخم برداشت . بعد دو طرف از هم جدا شدند .
روز ديگر باز به جنگ پرداختند و سختتر از روز نخست جنگيدند .
از مغولان هم در روز دوم بيش از روز اول كشته شدند .
آن فقيه نيز چند زخم ديگر برداشت ولى همچنان پايدارى مىكرد .
در روز سوم ، مردم همدان بر آن شدند كه از شهر بيرون روند و به دشمن حمله برند . ولى آن فقيه ديگر طاقت سوار شدن بر اسب را نداشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٥