مىانداخت ، او فرمانرواى سراسر آذربايجان واران بود ، و در نگهدارى آن شهرها از دست دشمنى كه مىخواست بر آنها حمله برد و آنها را بگيرد ، زبونترين آفريدگان خداوند به شمار مىرفت .
از اين رو ، همين كه شنيد مغولان از همدان حركت كردهاند ، تبريز را ترك گفت و آهنگ نخجوان كرد .
خانواده و زنان خود را هم به خوى فرستاد تا از آنان دور باشد .
پس از رفتن او شمس الدين طغرائى به انجام كارهاى شهر برخاست و مردم را همزبان ساخت و براى ايستادگى و جلوگيرى از حمله مغول دلگرمى بخشيد و آنان را از فرجام ترس و بىجگرى و سستى بر حذر داشت .
با كوشش و پايدارى خود شهر را نيز مستحكم و استوار ساخت .
مغولان همين كه به تبريز نزديك شدند و شنيدند كه مردم شهر براى جنگ با ايشان همدست و همزبان شده و به استوار ساختن شهر پرداخته و ديوارها و خندقش را نيز تعمير كردهاند ، براى آنان پيام فرستادند و از آنان پول و جامه خواستند .
آخر قرار بر اين شد كه مقدار معينى پول و جامه براى مغولان بفرستند ، و آن را هم فرستادند .
مغولان آن را گرفتند و از آن جا به شهر سراب رفتند .
سراب را نيز تاراج كردند و هر كس را كه در آنجا به سر مىبرد كشتند .
از آن جا روانه بيلقان شدند كه از شهرهاى اران بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٠