مردمى بسيار در اطراف او جمع شدند .
آنگاه به مغولان نامه نوشت و پيشنهاد كرد كه با نيروى خويش به ايشان بپيوندد .
آنان نيز پيشنهادش را پذيرفتند و چون او نيز ترك و همنژادشان بود ، به دو متمايل شدند .
بنابر اين به مغولان پيوستند و در مقدمهء لشكر مغول به سوى شهرهاى گرجستان حركت كردند و يكى از حصنهاى ايشان را گرفتند و ويران ساختند .
به هر شهر كه رسيدند غارت كردند و در هم كوبيدند و مردمش را كشتند و اموالشان را بردند تا به تفليس رسيدند .
گرجيان گرد هم آمدند و با همهء نيروئى كه داشتند به جنگ با مهاجمان شتافتند .
نخست امير اقوش با كسانى كه در اطرافش جمع شده بودند به آنان حمله برد .
دو دسته با يك ديگر جنگى سخت كردند و هر دو پايدارى بسيار نشان دادند .
از ياران اقوش نيز گروهى انبوه كشته شدند .
در اين هنگام كه گرجيان ديگر از جنگ خسته شده بودند ، مغولان وارد ميدان كارزار شدند .
بسيارى از مغولان نيز به خاك هلاك افتادند .
ولى سرانجام گرجيان پايدارى خود را از دست دادند و شكست خوردند و به بدترين گونهاى گريختند .
مغولان از هر سو به رويشان شمشير كشيدند و از ايشان آنقدر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٢