نيز براى چارپايانشان بيشتر بود .
از آن جا به موقان رفتند .
در راه نيز از شهرهاى گرجستان گذشتند و گروه انبوهى از لشكريان گرجستان ، كه نزديك به ده هزار مرد جنگى بودند با آنان روبرو شدند و به جنگ پرداختند .
ولى جنگجويان گرجى شكست خوردند و بيشترشان كشته شدند .
گرجيان به اوزبك بن پهلوان ، فرمانرواى آذربايجان ، پيام فرستادند و جوياى صلح شدند و از او خواستند كه با ايشان براى از ميان بردن مغولان همدستى كند .
بنابر اين با هم صلح و سازش كردند كه پس از پايان يافتن زمستان گرد هم آيند .
همچنين براى ملك اشرف ، پسر ملك عادل ، صاحب خلاط و ديار جزيره پيام فرستادند و از او براى جنگ با مغولان درخواست يارى و همدستى كردند .
همهء آنها گمان مىبردند كه مغولان زمستان را تا فرا رسيدن بهار درنگ خواهند كرد و به جنگ نخواهند شتافت .
ولى مغولان چنين نكردند بلكه به راه افتادند و به سوى شهرهاى گرجستان رفتند .
يك مملوك ترك ، از مملوكان اوزبك بن پهلوان ، كه اقوش نام داشت به مغولان پيوست .
اقوش ، تركان و كردها و مردم ديگرى را كه در آن كوهها و صحرا به سر مىبردند ، گرد آورد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦١