تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
در راه نيز از هر شهر و قريه‌اى كه مىگذشتند آن جا را تاراج مىكردند . بر روى هم چند برابر آنچه در رى كرده بودند ، ويرانگرى و آتش‌سوزى كردند و مردان و زنان و كودكان را از دم شمشير گذراندند و هيچ كس و هيچ چيزى را سالم نگذاشتند . به همين گونه پيش رفتند تا به همدان رسيدند . خوارزمشاه تازه با گروهى از ياران خويش به همدان رسيده و از آن جا رفته بود . اين آخرين بار بود كه او ديده شد . هيچكس ندانست كه جريان كار او چگونه بود ، هر كسى در اين باره چيزى مىگفت كه ما پيش از اين ذكر كرديم . همين كه به همدان نزديك شدند ، رئيس همدان با هديه‌هائى از پول و كالاها و جامه‌هاى گرانبها و چارپايان و چيزهاى ديگر از شهر بيرون آمد و براى مردم شهر امان خواست . مردم را امان دادند و از آن جا روانهء زنجان شدند . مردم زنجان نيز همان كار را كردند كه مردم همدان كرده بودند و بيش از مردم همدان به مغولان پيشكش دادند . مغولان از آن جا به راه افتادند و به قزوين رسيدند . مردم قزوين به دفاع از شهر خويش پرداختند . مغولان هم با ايشان جنگيدند و اين جنگ را با سرسختى پيگيرى كردند تا سرانجام به نيروى شمشير در شهر راه يافتند . اما در درون شهر هم مردم از جنگ دست برنداشتند و پيكار خود را با مغولان ادامه دادند تا كار به جائى رسيد كه با كارد با يك ديگر