حمله بردند ، چنان كه ما به خواست خدا به ذكر آن خواهيم پرداخت .
چنين روايتى را كه يكى از فقها براى من كرد كه در بخارا مىزيست و مغولان او را اسير كردند و با خود به سمرقند بردند . بعد رهائى يافت و خود را به ما رساند .
اما برخى از بازرگانان مىگفتند كه خوارزمشاه از مازندران روانه شد تا به رى رسيد .
سپس از آن جا به همدان رفت در حالى كه مغولان نيز به دنبالش بودند .
از همدان تنها با عدهاى اندك حركت كرد تا شناخته نشود و خبرش پنهان بماند .
بدين گونه به مازندران برگشت و در دريا سوار كشتى شد و بدان دژ رفت .
سخن ايشان درست بود ، زيرا فقيه مذكور كه سر گذشت نخستين را شرح داد در آن هنگام اسير بود . ولى اين بازرگانان مىگفتند در همدان بودند كه خوارزمشاه بدان جا رسيد .
پس از او كسى آمد كه رسيدن مغولان را به وى خبر داد .
او نيز به شنيدن اين خبر همدان را ترك گفت . همچنين ، آن بازرگانان نيز از همدان رفتند .
مغولان پس از رفتن ايشان در يكى از روزها به همدان رسيدند .
آن بازرگانان پيشامدى را شرح مىدادند كه به چشم ديده بودند .
خوارزمشاه وقتى كه به دژ مذكور رسيد ، در گذشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥١