تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
در برابر سختى شكيبا بود و در راه پيمائى خسته نمىشد و درنگ نمىكرد . به ناز و نعمت خوى نگرفته بود و به لذات روى نمىآورد . همهء كوشش او در راه فرمانروائى و كارهاى كشور دارى و نگهدارى كشور و مردم كشور به كار مىرفت . وجود او براى اهل دين مايهء بزرگى و خوشبختى و كاميابى بود . يكى از خادمان آرامگاه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلم ، كه تازه از خراسان برگشته بود ، براى من حكايت كرد و گفت : « به خوارزم رسيدم و در آن جا منزل گزيدم و به گرمابه رفتم . بعد روانه درگاه سلطان علاء الدين ( محمد خوارزمشاه ) شدم . هنگامى كه بدان جا رسيدم ، مردى با من روبرو شد و پرسيد : چه نيازى دارى ؟ گفتم : من از خدمتگزاران آرامگاه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلم ، هستم . مرا نشاند و رفت و پس از اندك زمانى بازگشت و مرا با خود برد و به سراى سلطان وارد كرد و به يكى از حاجبان درگاه سلطان سپرد . آن حاجب به من گفت : آمدن تو را به سلطان خبر دادم و فرمود كه احضارت كنم . هنگامى كه داخل شدم ، سلطان بر صدر ايوان بزرگى نشسته