اين دسته نيز كارهائى مانند كارهاى آن دسته ، بلكه بدتر ، كردند .
اين رويدادى بود كه هيچ گوشى همانندش را نشنيده است چون اسكندر كه همهء مورخان نوشتهاند جهان را گرفت ، به اين سرعت نگرفت و آن را در طى مدتى نزديك به ده سال گرفت .
كسى را هم نكشت و همين كه مردم به فرمان وى در مىآمدند خرسند مىشد و آزادشان مىگذاشت . در صورتى كه مغولان آبادترين و بهترين بخشهاى روى زمين را كه از لحاظ عمران و جمعيت بر همه جا برترى داشت و مردمش از همهء جهانيان نيكخوتر و خوشرفتارتر بودند ، در مدتى نزديك به يك سال گرفتند و هيچ كس را در آن شهرها زنده نگذاشتند .
به هر يك از آن شهرها هم كه هجوم مىبردند ، مردمش چنان هراسان و بيمناك شده بودند كه انتظار ايشان را داشتند و چشم به راه رسيدنشان بودند .
مغولان نيازى نداشتند به اين كه خواربار و كمكى براى ايشان برسد .
گاو و گوسفند و اسبان و چارپايان ديگرى همراه داشتند و جز گوشت اين حيوانات چيز ديگرى نمىخوردند .
اما اسبهائى كه سوار مىشدند زمين را با سمهاى خود مىكندند و ريشهء گياهان را مىخوردند . جو را هم نمىشناختند .
بنابر اين مغولان هنگامى كه در جائى فرود مىآمدند به چيزى از بيرون نيازى نداشتند .
اما كيش آنها ، اين قوم به آفتاب ، هنگامى كه مىدميد ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٨