بنابر اين ، اى كاش مادرم مرا نزاده بود يا پيش از بروز اين حادثه ، مرده و از ياد رفته بودم .
گروهى از دوستان ، مرا برمىانگيختند كه اين رويداد را نيز بنويسم ولى من در اين باره درنگ مىكردم .
بعد ديدم ننوشتن آن سودى نمىدهد .
از اين رو مىگوئيم : اين كار ، يعنى تاريخ نويسى شامل ذكر چنين حادثه عظيم و مصيبت بزرگى نيز هست كه روزها و شبها ديگر همانندش را نخواهند آورد و همهء مردم ، به ويژه مسلمانان را در برگرفت .
اگر گويندهاى مىگفت : « جهان از زمانى كه پروردگار بزرگ و منزه آدم را آفريد تا امروز به چنين بلائى گرفتار نشده بود . » راست مىگفت زيرا در تواريخ ، حادثهاى كه برتر از اين يا نزديك به اين رويداد باشد ، ديده نمىشود .
از بزرگترين حوادثى كه تاريخها ذكر مىكنند يكى كارى است كه بخت النصر با بنى اسرائيل كرد و ايشان را كشت و بيت - المقدس را ويران ساخت .
ولى بيت المقدس چه نسبتى دارد با شهرهايى كه اين ملاعين خراب كردند و هر شهركى از آنها چند برابر بيت المقدس بود .
شمارهء فرزندان اسرائيل نيز به نسبت با كسانى كه در حادثهء مغول كشته شدند چيزى نيست زيرا تنها تعداد اهالى يك شهرك كه خونشان ريخته شد ، بيش از تعداد بنى اسرائيل است .
شايد تا انقراض عالم و پايان جهان مردم همانند چنين حادثه و چنين قوم خونخوارى را نبينند كه نظيرى جز يأجوج و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٥