افضل ، واگذاشت .
ملك افضل هم به سوى آن شهرها روانه شد .
همين كه به حلب رسيد ، پدرش ملك عادل را بعد از او فرستاد و ملك عادل او را از حلب برگرداند و آن شهرها را از وى گرفت .
بعد ، ملك افضل پس از درگذشت پدر خود بر شهر دمشق دست يافت و ملك عادل آن جا را از او گرفت .
سپس هنگامى كه برادرش ملك عزيز از جهان رفت ، او به فرمانروائى مصر رسيد .
ولى ملك عادل مصر را هم از او گرفت .
ملك افضل صرخد را به دست آورد ولى ملك عادل آن را هم متصرف شد .
از اين شگفتآورتر آن كه در بيت المقدس ستونى از مرمر ديدم كه در دير صهيون افتاده بود و از زيبائى همانند نداشت .
كشيشى كه در آن دير بود ، گفت :
« اين را ملك افضل كنده بود كه به دمشق ببرد . بعد كه ملك عادل ، دمشق را از ملك افضل گرفت ، اين ستون را هم از او خواست و گرفت . »
اين آخرين حد بىطالعى و عجيبترين حكايتى بود كه شنيدم .
ملك عادل در زندگى خود ، شهرهاى خويش را ميان فرزندان خود تقسيم كرده بود .
ملك كامل محمد را در مصر ، و ملك معظم عيسى را در دمشق و بيت المقدس و طبريه و اردن و كرك و دژهاى ديگر نزديك آن ، و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٠