ايشان را در تناول ، و به مغفرت بيامرزد ايشان را چون از حال ايشان اضطرار داند . و جماعتى فقها استدلال كردند به اين آيت بر آن كه حرام در شرع همين است كه در اين آيت گفت از آنان كه به دليل الخطاب گفتند ، و اين درست نيست براى آن كه از آيت اين دانند كه آنچه در اوست حرام باشد ، امّا آنچه جز آن است ( 1 ) روا باشد كه تحريم آن به ديگر آيت و دليل سنّت مقطوع عليها و دليل اجماع دانند . و محرّمات بسيار است چون سباع و هر چه ناب مخلب دارد ، و آنچه مسوخ ( 2 ) است چون پيل ( 3 ) و كپى و بسيار چيزهاى ديگر [ كه ] ( 4 ) در اخبار مقطوع آمد چون جرّى و مار ماهى ، و ممكن است اين را استدلال كردن بر آن كه پوست مردار حرام است لقوله : « ميتة » و پوست نيز در او حيات بوده باشد و برفته ، و دليل نيست بر آن كه موى و پشم و و بر ( 5 ) از او حرام است ( 6 ) كه آن را حيات نبوده است در او ( 7 ) و رسول - عليه السّلام گفت :
لا تنتفعوا من الميتة باهاب و لا عصب .
* ( وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا ) * ، حق تعالى در اين آيت بيان كرد كه بر جهودان عهد موسى و آنان كه پس از ايشان بودند بر شرع او تا منسوخ شدن ( 8 ) ، حرام كرديم * ( كُلَّ ذِي ظُفُرٍ ) * هر حيوانى كه ناخن داشت يعنى چنگال . عبد اللَّه عبّاس و سعيد جبير و مجاهد و قتاده و سدّي گفتند : هر حيوانى است كه شكافته سم نباشد چون شتر و شتر مرغ و بطَّ و مرغابى ، و ابو على جبّائى گفت : جملهء انواع سباع از شير و گرگ و پلنگ و روباه و سگ و گربه و هر چه او را به چنگال صيد كند ( 9 ) داخل است تحت اين . أبو القاسم بلخىّ گفت : مراد هر ذوات الحافرى است
هامش
( 1 ) . آج ، لب : جز اوست .
( 2 ) . مج ، آج ، بم : منسوخ .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : فيل .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 5 ) . مج ، وز : و پشم و پر .
( 6 ) . مج ، وز : حرام باشد .
( 7 ) . لت : ندارد .
( 8 ) . اساس : شدند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 9 ) . مج : كنند .