عطف است على ( 1 ) قوله : * ( شُحُومَهُما ) * و جمله حرام است و « او » به معنى واو است و آنچه مستثناست جز يك چيز نيست : * ( إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما ) * ، و تقدير آن است كه ( و على الذين هادوا حرمنا كل ذى ظفر و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما او الحوايا او ما اختلط بعظم الا ما حملت ظهورهما ) ، و در اين وجه عدول است از ( 2 ) چند وجه ، ( 3 ) وجه ، اوّل اوليتر است . * ( ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ ) * اين جزاى ايشان است كه ما داديم به بغى و ظلمشان ، و اين چيزها كه خداى تعالى گفت بر جهودان حرام كرده در شرع موسى بود ، امّا شرع رسول ما - عليه السّلام - ، آن را منسوخ كرد و ترسايان دعوى كردند كه شرع عيسى - عليه السّلام - آن را منسوخ كرد و بر اين ( 4 ) قطع نيست ما را براى آن كه طريقى عملى ( 5 ) نيست فرا ( 6 ) آن ما را . قوله : * ( ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ ) * ، اگر گويند : شرايع تابع مصلحت باشد ، و اين ( 7 ) جمله تكاليف ( 8 ) است و غرض به ( 9 ) تكليف تعرّض ( 10 ) ثواب است ، و چگونه روا باشد ، كه تكليف عقاب بود ( 11 ) ؟ جواب گوييم : خداى تعالى اين را جزا و عقاب براى آن خواند كه آن گناهان كه ايشان كردند از تحريف و تصحيف و تحليل محرّمات اقتضاى آن كرد در باب مصلحت كه چيزها ( 12 ) كه حلال بود ايشان را اگر آن معاصى نكرده بودندى همچنان حلال بودى ، چون ارتكاب آن معاصى كردند بر ايشان حرام كرد .
پس چون تغيير ( 13 ) مصلحت عند فعل ايشان بود و تحريم عقيب ( 14 ) آن حاصل آمد ( 15 ) ، آن را بر توسّع عقاب و جزا خواند . * ( وَإِنَّا لَصادِقُونَ ) * ، و ما راست گوييم ( 16 ) در
هامش
( 1 ) . وز فى .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت ظاهر .
( 3 ) . مج ، وز ، لت و .
( 4 ) . مل : من .
( 5 ) . مج ، وز ، لت : علمى .
( 6 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : ندارد .
( 7 ) . مج ، وز : از مل : آن .
( 8 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : تكليف .
( 9 ) . آج : از .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تعريض .
( 11 ) . آج ، لب : باشد .
( 12 ) . مج ، وز : چيزهايى .
( 13 ) . مج ، وز : به غير .
( 14 ) . آج ، لب : عقب .
( 15 ) . مج : آيد .
( 16 ) . مج ، وز : گيريم ، مل : راست گويانيم .