يا ( 1 ) آنچه مشتمل شود و گرد آيد بر او ارحام اين دو ماده از اين دو جنس و غرض ( 2 ) آن كه هر چه از اين بگويند و فتوى كنند بر او خلاف راستى باشد و دروغتر بود ( 3 ) [ 120 - پ ] . * ( نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ ) * مرا خبر دهى به علمى و دانشى اگر راست گويى ( 4 ) در اين دعوى كه مىكنى .
مفسّران گفتند : مشركان بنزديك رسول آمدند و خطيب ايشان را در اين وقت ( 5 ) أبو الأحوص مالك بن عوف بود و در معنى بحيره و سايبه با او مناظره كردند .
رسول عليه السّلام گفت : اين چيزها چرا حرام كردهاى از جهت نران يا مادگان يا از جهت هر دو ، و هيچ بچّه نباشد الَّا از نر و ماده ؟ و آنگه به چه علَّت بهرى بر زنان حلال است و بر مردان حرام و چون بميرند بر همه حلال باشند ( 6 ) ؟ اين چرا چنين باشد ( 7 ) ؟ فروماندند ( 8 ) و هيچ جواب نداد ( 9 ) ، گفت : خداى تعالى چنين فرمود . خداى تعالى اين آيات فرستاد ( 10 ) ردّ بر ايشان .
* ( وَمِنَ الإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ ) * ، و نيز بيافريد براى شما از شتر دو جفت و از گاو ( 11 ) دو جفت ، اكنون تمامى هشت باز آمد بر قول اوّل كه ازواج بر افراد حمل كردند ، و نصب او بر ( 12 ) « انشأ » است ، يعنى و انشأ لكم * ( مِنَ الإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ ) * ( 13 ) ، بر اين طريقه ( 14 ) گفت بگو و بپرس ( 15 ) از ايشان ( 16 ) :
از اين دو گانه كدام حرام كرد دو نر يا دو ماده يا آنچه رحم اين دو جنس
هامش
( 1 ) . آج ، لب : امّا .
( 2 ) . اساس ، مج ، وز ، بم : عرض خوانده مىشود .
( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف ، لت : دروغ بود .
( 4 ) . مج ، وز راستى گيرى مل : راستى گردى لت : راستيگرى .
( 5 ) . آج ، لب : در آن .
( 6 ) . مج ، وز ، بم ، مل ، آف ، لت : باشد ، لب و .
( 7 ) . مج ، وز ، لت : آيد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، لت ، بم : فروماند .
( 9 ) . آج ، لب ، بم : ندادند مج ، وز ، لت : نداشت .
( 10 ) . مج ، وز : بفرستاد .
( 11 ) . مج : گاؤ .
( 12 ) . مج ، بم ايشان يعنى .
( 13 ) . مج ، وز ، لت آنگه .
( 14 ) . مج ، وز ، آف ، لت ، آن : طريقت .
( 15 ) . مج : بترس .
( 16 ) . مج ، وز تا .