قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ ( 1 ) . و ضحّاك گفت : اين آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى از جن پيغامبران فرستاد ، و اين اختيار جرير طبرى است و ابو القاسم بلخى روا داشت ، و اين رواست جز كه بر او نصّى نيامد ، و به اين آيت قطع نتوان كردن ، چه آيت را تفسير مىتوان داد بر وجهى كه دليل نكند بر آن كه از جن پيغامبر باشد . جبّايي و مغربي گفتند « منكم » خطاب است با مكلَّفان ، يعنى از جماعت مكلَّفان ، و در اين قول هم قطع نباشد بر آن كه در ايشان پيغامبر باشد يا نه ( 2 ) .
صُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي قصّه مىكنند و مىخوانند آيات من و دلايل و بيّنات من بر شما ، و اصل كلمه من قصّ الأثر اذا اتّبعه باشد ، و منه قوله ( 3 ) : وَقالَتْ لأُخْتِه قُصِّيه ( 4 ) ، أى اتّبعي أثره . در قصّهء موسى عليه [ السّلام ] ( 5 ) . و « قصّه » طرّه باشد براى تتابع مويها بر يكديگر ، و شما را مىترسانند به دار ( 6 ) ملاقات و مقاسات اين روز كه در آنى ( 7 ) ، يعنى روز قيامت . ايشان جواب دهند و گويند : بلى ، همچنين است آمدند و انذار و اعذار ( 8 ) كردند و بر خويشتن گواهى ( 9 ) دهند و گواهى ( 10 ) بر خويشتن اعتراف و اقرار باشد ، گويند : گواهى داديم بر خويشتن ، و آنگه گفت : ايشان را زندگانى دنياى عاجل مغرور كرد ، و نيز بر خويشتن گواهى دهند كه ايشان كافر بودهاند در دنيا . و براى آن تكرار گواهى كرد كه مشهود عليه مختلف شد ، گواهى اوّل بر آمدن رسولان و انذار پيغامبران است ، و گواهى دوم بر كفر خويشتن .
و گروهى به اين آيت تمسّك كردند در آن كه خداى تعالى كسى را عذاب نكند تا پيغامبر نفرستند ( 11 ) ، و تكليف بى آن درست نباشد ، و اين منتقض است به
هامش
( 1 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 29 .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : پيغامبر بود يا نه .
( 3 ) . مل تعالى .
( 4 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 11 .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل : مىترسانند از .
( 7 ) . در آنى / در آنيد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت : اعذار و انذار .
( 9 ) . مل : دادند و دهند .
( 10 ) . لت : گواه .
( 11 ) . لب : بفرستد .