بعضى را متولَّى كنيم بر كار بعضى ، و اين هر دو قول متقارب است . قولى ( 1 ) ديگر آن است كه : مراد تخليه است ، يعنى ما ايشان را بعضى را با بعضى گزاريم ( 2 ) و بعضى را بر بعضى گماريم ( 3 ) هم به معنى تمكين و تخليه ، و اين وجه صحيحتر است لقوله : * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * ، و اين « با » ( 4 ) جزاست چنان كه بيان او چند جاى برفت ، و مثله قولهم : و اللَّه لئن شكرتنى فبما ( 5 ) اعطيتك من قبل . قتاده گفت : مراد به توليت موالات و متابعت است . يعنى ما ايشان را از پى يكديگر مىفرستيم به دوزخ با آنچه ( 6 ) كرده باشند . امّا وجه تشبيه در « كذلك » بعضى گفتند آن است كه خداى تعالى گفت : چنين كه من گفتم و شنيدى ( 7 ) ظالمان را توليه و تخليه كنم ( 8 ) بعضى را با بعضى . و وجهى دگر آن است كه جبّايى گفت وجه تشبيه آن است كه گفت : چنان كه ( 9 ) در دنيا ظالمان را با يكديگر گذاشتهام ، در قيامت ايشان را با يكديگر گذارند تا از يكديگر يارى خواهند اتباع متبوعان را گويند : فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّه مِنْ شَيْءٍ ( 10 ) ، آن متابعت ما كه شما را كرديم در دنيا ، هيچ نفعى و غنايى نخواهد كردن ( 11 ) ، و اگر استعانت ( 12 ) كنند به من ، گويم ( 13 ) معبودان خود را بگويى ( 14 ) : تا شما را فرياد رسند امروز ، و قوله تعالى : * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * ، « با » مجازات راست ، و « ما » مصدريّه است ، أى بكسبهم ، و « ما » كانوا ( 15 ) [ 114 - پ ] براى آن آورد تا فعل را در ايّام ماضى آرد ، و در فعل لابد ضمير
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل : آن : قول .
( 2 ) . وز ، مل : ايشان بعضى را با بعضى گذاريم آف : ايشان را بعضى با بعضى گذاريم .
( 3 ) . مج ، وز : گذاريم .
( 4 ) . اساس : « ما » با توجّه به مل و لت تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : فيما ، با توجّه به لت تصحيح شد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، لت : به آنچه .
( 7 ) . مج ، وز : شنيد .
( 8 ) . وز : توليه كنم .
( 9 ) . وز : چنانچه .
( 10 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 21 .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : و غنا خواهد كردن .
( 12 ) . لت : استغاثت .
( 13 ) . مل : گفتم آف ، آن : گوييم .
( 14 ) . مل ، آج ، لب ، آف : بگوييد .
( 15 ) . مج ، وز ، مل ، لت : و كان .