* ( خالِدِينَ فِيها ) * ، اى مؤبّدين . نصب او بر حال باشد در آن جا هميشه باشند ، * ( إِلَّا ما شاءَ اللَّه ) * ، الَّا آنچه خداى خواهد ، در اين استثنا سه قول گفتند : بعضى گفتند مراد روزگار مقدّم است از وقت استحقاق عقاب تا به وقت معاقبت ، آنگه حق تعالى آن را اسقاط فرمايد به تفضّل براى آن كه فايت شده باشد ، و ثواب بخلاف اين باشد براى آن كه ثواب حقّ اوست ( 1 ) چيزى اسقاط نكند بل توفير كند بر آن ( 2 ) به تمام و كمال .
و قول دوم آن است كه : * ( إِلَّا ما شاءَ اللَّه ) * ، من تبديل الجلود ( 3 ) و تصريفهم في انواع العذاب . و معنى آن باشد كه ايشان در آن جا معذّب باشند على صفة واحدة ، بر يك صفت الَّا آنچه ( 4 ) خداى خواهد كه حال بر ايشان بگرداند از آن كه پوست ايشان بدل كند و عذاب ايشان به نوعى ديگر بدل كند .
و وجه سيّم ( 5 ) آن است كه : « ما » به معنى « من » است ، يعنى الَّا آن را كه خداى خواهد كه از دوزخ برون آرد از جملهء مؤمنان فاسق كه چون ايشان را به معصيت عقاب كرده باشد ايشان را به بهشت ( 6 ) برد براى ثواب ايمان و طاعات ايشان . * ( إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ) * خداى تو حكيم است آنچه ( 7 ) كند از عذاب ايشان بر وجه حكمت و صلاح كند و عالم است به مقادير استحقاق ايشان عقاب او را و اجزا و تفاصيل آن .
* ( وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً ) * ، گفت : ما باز گزاريم ( 8 ) بعضى ظالمان را با بعضى . در اين دو قول گفتند : يكى آن كه در باب نصرت و معونت ايشان را با يكدگر گزاريم ( 9 ) و منع نكنيم ايشان را از آن ، قول دوم آن است كه :
هامش
( 1 ) . مل : حق بنده است .
( 2 ) . مج ، وز : توفّر كند بر او .
( 3 ) . اساس : مج ، وز ، آج ، لب ، بم ، آف ، آن : الخلود ، كه با توجّه به ضبط مل و لت و معنى جمله در چند سطر بعد تصحيح شد .
( 4 ) . مل : آن كه .
( 5 ) . مج ، وز : سهام ، مل ، آف ، لت : سيوم .
( 6 ) . آج ، لب : به بهشت .
( 7 ) . مل : به آنچه .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : باز گذاريم .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز آن : گذاريم .