نوشت ، چون رنجكى ( 1 ) به او تعلَّق [ 75 - پ ] داشت از روزه و قتال و قصاص ، اگر چه فعل او بود حوالت به خود نكرد ، و نگفت كه من نوشتم ، بل ( 2 ) به لفظ مجهول گفت :
* ( كَتَبَ ) * ، نوشتند بر شما . چون به رحمت رسيد گفت : من نوشتم ، حوالت به خود كرد :
* ( كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ ) * ، نظيرش در شراب قطيعه فرمود : وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ( 3 ) ، گفت : در دوزخ ايشان را شراب حميم دهند تا امعاى ايشان مقطَّع كند چون [ به ] ( 4 ) شراب وصلت رسيد ، گفت : من دهم و تولَّا من كنم ، با هيچ پيغامبر رسل و فرشتهء مقرّب نگذارم : وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ( 5 ) ، نظير ديگرش حكايت از ابراهيم - عليه السّلام : وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ( 6 ) ، چون من بيمار شوم او مرا شفا دهد چون در بيمارى رنجى و كراهيتى بود ، ادب نگاه داشت ، و اگر چه فعل او بود به او حواله نكرد . و چون در شفا راحت بود حوالت به او كرد . ابراهيم روا نداشت كه به لفظ آنچه در او أدنى مايهء رنجى است به او حواله كند ، عجب از مجبّر ( 7 ) كه هر چه در جهان ناشايست و نابايست [ است ] ( 8 ) به او حوالت مىكند .
نويسندگان چهاراند : كرام الكاتبين كه اعمال تو نويسند ، و حفظهاند كه احوال تو نويسند ، و قلم است كه اعمار و آجال تو نويسد و خداى است كه رحمت براى تو بر خود نوشت ، چنان است كه گفت : بنده آنچه قلم نوشت بسترم ، كه :
يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ ( 9 ) ، و آنچه كرام الكاتبين و حفظه نوشتند بدل كنم كه :
فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ ( 10 ) ، آنچه من نوشتم كس محو نكند و تغيير و تبديل به آن راه نيابد ، ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ( 11 ) ، آنچه خداى نوشت لا محال بباشد و آن را تغيير نبود ، گفت : وَلَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّه عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ ( 12 ) ، بر ( 13 )
هامش
( 1 ) . مل : رنجى .
( 2 ) . آج ، لب : بلكه .
( 3 ) . سورهء محمد ( 47 ) آيهء 15 .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 5 ) . سورهء دهر ( 76 ) آيهء 21 .
( 6 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 80 .
( 7 ) . مر : مجبّره .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 9 ) . سورهء رعد ( 13 ) آيهء 39 .
( 10 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 70 .
( 11 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 29 .
( 12 ) . سورهء حشر ( 59 ) آيهء 3 .
( 13 ) . مج ، وز ، مت : بن ، مر : من .