بنى النّضير نوشت كه نشيمن رها كنند و بروند برفتند اگر خواستند ، اگر نه بر خود نوشت كه رسولان او غالب آيند كافران را في قوله : كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي ( 1 ) ، همچنان آمد كه نوشت و سراى سراى تكليف با ممانعت و منازعت آنچه او نوشت به منع مانعى ممنوع نشد و به منازعه منازعى فرو نماند فردا كه ( 2 ) حكم او را باشد و همهء پادشاهان از ولايت ممالك معزول باشند حكم همهء حاكمان باطل شود ( 3 ) حكم جز او را نبود در آن جا رحمت او كه بر خود نوشت به تو نرسد ( 4 ) يا ( 5 ) به دفع دافعى از تو مدفوع شود حاشا كه چنين باشد ! سليمان ، آصف را گفت : نامه نويس به بلقيس . بنوشت : إِنَّه مِنْ سُلَيْمانَ وَإِنَّه بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 6 ) ، به هدهد داد و ( 7 ) ببرد و بينداخت او برداشت و برخواند و پيش تخت سليمان آمد و اسلام آورد و گردن نهاد . آن جا كه املا ( 8 ) كننده سليمان بود و نويسنده آصف ( 9 ) و برنده ( 10 ) هدهد و خواننده بلقيس ( 11 ) ، چندان ( 12 ) كرامت پديد آمد كه هفتاد ساله كفر بلقيس ( 13 ) ناچيز شد ، چه عجب آن جا كه قلم قلم عنايت باشد و لوح لوح رعايت باشد و ( 14 ) مداد از خزانهء هدايت رحمت باشد ، املا كننده مولى باشد آرنده ( 15 ) جبريل ( 16 ) ، خواننده محمّد مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه چندانى كرامت پديد آيد كه هفتاد ساله وسوسهء ابليس ( 17 ) باطل شود . نوشته من سه است ( 18 ) : يكى كتاب من ( 19 ) ، يكى تكليف من است بر تو ، و يكى رحمت من است براى تو . آنچه كتاب من است در دست گرفتى و آنچه تكليف من است بر دست گرفتى ( 20 ) [ لا جرم آنچه رحمت من
هامش
( 1 ) . سورهء مجادله ( 58 ) آيهء 21 .
( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : همه .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : باشد .
( 4 ) . اساس ، آن : برسد ، با توجه به مج تصحيح شد ، آف : رسد .
( 5 ) . اساس ، آج ، لب : تا ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 6 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 30 .
( 7 ) . مج ، وز ، مت : ندارد .
( 8 ) . اساس ، آن : ابتلا ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 9 ) . مج ، وز ، مت بود .
( 10 ) . لت : پرنده .
( 11 ) . مج ، وز ، مت ، مر بود .
( 12 ) . مج ، وز ، مت ، لت : چندانى ، مر : جزاى .
( 13 ) . وز ، آج ، لب ، آف ، مر ، شعرانى : بلقيس .
( 14 ) . مج ، وز ، مت مه .
( 15 ) . مج ، وز ، مت و .
( 16 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر باشد .
( 17 ) . مج ، وز ، مت ، لت : ابليس .
( 18 ) . آج ، لب : سراست ، مل : بيّنه است .
( 19 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر است به تو .
( 20 ) . آج ، لب ، شعرانى : گردن .