و روايت كردهاند كراهتش از امير المؤمنين - عليه السّلام - و عبد اللَّه مسعود و جماعتى از صحابه و بر قول جمله [ فقها ] ( 1 ) مباح است . قوله : * ( الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ ) * ، بر ظاهر عموم است و مراد خصوص براى آن كه بعضى مرده و خون هست كه حرام نيست ، چون ماهى و ملخ و جگر و خونى كه در ميان گوشت باشد و مردار و خون و جز آن كه حرام است پليد است و حكم طهارت ( 2 ) ندارد . و اگر مردار ( 3 ) به جامه و اندام باز آيد ( 4 ) ببايد شستن و اگر مرده آدمى باشد ( 5 ) و كسى دست به او باز نهد غسلش واجب بود چون سرد شده باشد و هنوز شسته ( 6 ) نباشد .
و مرتضى رحمه اللَّه گفت : سنّت است غسل كردن از او و اين مذهب ابو حنيفه و شافعى و ثورى و مالك و اصحاب ابو حنيفه و عامّهء فقهاست .
و محمّد بن الحسن گفت : وضو واجب است از او ( 7 ) غسل واجب نيست و بنزديك بيشتر اصحاب ( 8 ) ما واجب است و همچنين پارهاى از مرده ( 9 ) كه در او استخان ( 10 ) باشد يا عضوى يا پارهاى كه از زنده ( 11 ) ببرند چون در او استخان ( 12 ) باشد و كسى آن را بسايد ( 13 ) به دست بر او غسل واجب بود و پوست او بنزديك ما پليد بود و دباغت نپذيرد و پاك نشود به دباغت و در او تصرّف كردن به بيع و شرا و هبت و استعمال حرام است و هر چه در او كنند ( 14 ) يا به آن مماسّه باشد او را پليد شود قبل الدّباغ و بعدها . و مذهب جملهء فقها خلاف اين است در دباغت ، و گفتند : به دباغت پاك شود . و از مردار چند چيز پاك باشد ( 15 ) : موى و پشم و پر به شرط آن كه ببرند و بنه كنند چه اگر بكنند پليد باشد و دندان و استخوان و سرو و سم و شير و هرشه و خايهء
هامش
( 1 ) . اساس و مت : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 2 ) . مر : طاهر .
( 3 ) . اساس ، وز و مت : مرد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . مر : بالايد ( يا پالايد ) .
( 5 ) . اساس و مت : مرده باشد آدمى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آج ، لب : بشسته ، مر : كشته ( يا گشته ) .
( 7 ) . تب و مر : و .
( 8 ) . اساس و مت : ندارد ، با توجه به وز افزوده شد .
( 9 ) . تب ، آج ، لب ، مر : مردهاى .
( 12 - 10 ) . كذا در اساس ، همهء نسخه بدلها : استخوان .
( 11 ) . آج ، مر : زندهاى .
( 13 ) . تب ، آج ، لت : ببسايد .
( 14 ) . مر : كشند .
( 15 ) . اساس ، لب و مت : شود ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .