تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
براى لمس دست نهادند ، جز آن است كه به عرف و شرع حقيقت گشت به جماع لكثرة الاستعمال . و بيشتر الفاظ كه به آن كنايت كردند از جماع به عرف و شرع حقيقت است ، كالمجامعة و الجماع و المباشرة و المباضعة ، و المسّ و اللَّمس و الباه ( 1 ) ، اين هر يكى در لغت معنى و اشتقاقى دارد جز جماع ، و لكن عرف و شرع بر او طارى شد و به آن چيزها مجاز گردد و به اين معنى حقيقت . و اين فصل براى آن گفتيم تا شافعى و اوزاعى و مالك و آنان كه گفتند : لمس نقض طهارت كند ، ايشان را نبود كه به ظاهر آيت تمسّك كنند و گويند حقيقت اين است و آن مجاز ، بل بر عكس آن است كه ايشان گفتند ، و ايشان گفتند : اين كنايت است از جماع براى آن كه به لمس به جماع رسند ، چنان كه عرب بر توسّع ابر را آسمان خواند و باران را و گياه را ، قال الشّاعر :
اذا سقط السّماء بارض قوم رعيناه اذا كانوا غضابا
جماعتى ديگر گفتند مسّ البشرتين ( 2 ) باشد ، سواء اگر جماع باشد و اگر نه ، و اين قول عبد اللَّه مسعود است و عبد اللَّه عمر و ابو عبيده و شعبى و نخعى و حمّاد و حكم . و فقها در حكم آيت خلاف كردند بر پنج مذهب ، شافعى گفت : هر اندام كه از مرد به اندام زن رسد اگر دست باشد و اگر جز دست طهارت بشكافد ، و اين قول عبد اللَّه مسعود است و عبد اللَّه عمر و زهرى و ربيعه ، و اوزاعى گفت : اگر لمس به دست باشد نقض طهارت كند ، و اگر جز به دست باشد نقض نكند ، و مذهب مالك و ليث بن سعد و احمد حنبل و اسحاق بن راهويه آن است كه : اگر لمسى به شهوت باشد نقض كند ، و اگر به شهوت نباشد نقض نكند ، و مذهب ابو حنيفه و ابو يوسف آن است كه : اگر ملامستى فاحش باشد نقض كند ، و اگر فاحش نباشد نقض نكند . و تفسير فاحش به آن كرد كه انتشار پديد آيد با آن ، و جماعتى ديگر گفتند : لمس به هيچ وجه نقض طهارت نكند ، و اين مذهب اهل البيت است ، و در صحابه قول عبد اللَّه عبّاس است ، و در تابعين حسن بصرى ، و در فقها محمّد حسن ، و يك روايت از سفيان ثورى ، و دگر روايت از او چون مذهب مالك است ، آنگاه آنان كه گفتند
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : بساط ، چاپ شعرانى ( 3 / 397 ) : المباشرة . ( 2 ) . آج ، لب : مس البشر ، فق ، مر : مس البشرين .