* ( فَلَمْ تَجِدُوا ماءً ) * ، آب نيابى ( 1 ) و وجدان ( 2 ) آن جا باشد كه طلب باشد ، دگر آن كه اگر آب باشد و [ لكن ] ( 3 ) در چاهى باشد و آلت ندارد يا در پيش آن حايلى باشد از دشمنى و سبعى و خوفى هم به منزلهء آن باشد كه نيابد بنزديك شافعى و بيشتر فقها ، و شرط ديگر آن است كه مرضى نباشد او را مانع از استعمال آب يا قرحه و جراحتى برآرد ( 4 ) بر اندام يا بر اعضاى طهارت كه آب بر او ( 5 ) نشايد رسانيدن ، آنگه اگر بيمارى يا قرحه اى باشد خلاف كردند اگر خوف تلف نفس بود باتفاق تيمّم [ 314 - پ ] بايد كردن ، و اگر ضرر دون تلف نفس بود نزديك ما هم تيمّم كند ، و شافعى را در او دو قول است : يكى چنان كه ما گفتيم ، و اين مذهب ابو حنيفه است ، و يكى آن كه نشايد تيمّم كردن و هر گه كه چندانى آب يابد كه وضو را يا غسل را كفايت نباشد ، او را تيمّم بايد كردن ، و روا نبود كه بعضى به آب بشويد و بعضى به خاك بمالد ، و مذهب ابو حنيفه هم اين است ، و مالك و مزنىّ و شافعى را در او دو قول است : يكى آن كه روا باشد ، و يكى آن كه نباشد تيمّم بايد كردن . اگر بر اعضاى طهارت جراحتى دارد يا ريشى و بسته بود در حال وضو و غسل دست به سر آن فرود آرد اگر ممكن نباشد باز گشادن و از مضرّت ترسد ، آنگه بر آن وضو و غسل نماز كند نماز [ باز ] ( 6 ) بايد كردن يا نه ؟ به نزديك ما باز نبايد كردن ، و شافعى را در او دو قول است :
يكى چنان كه ما گفتيم ، و دوم آن كه اعادت بايد كردن ، و آن اختيار مزنّى است .
امّا آنچه به آن تيمّم شايد كردن ، زمين باشد يا آنچه نام زمين بر او افتد باطلاق از خاك و سنگ و كلوخ ، سواء اگر چيزى از آن در دست رسد يا نه ، و فقها را در او چهار مذهب است : ابو حنيفه را مذهب موافق ( 7 ) مذهب ماست در آن كه اعتبار نكرد آن كه دست آلوده شود به او جز آن كه او را واداشت كه به چيزهاى سوده چون سرمه و زرنيخ و آهك و گچ و جوهر خرد سوده تيمّم كند ، و نزديك ما روا نباشد و به سحالهء
هامش
( 1 ) . تب : نيابيد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر : وجد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : ندارد .
( 5 ) . وز ، تب : به او ، آج ، لب ، فق ، مر : به دو .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و تب افزوده شد . آج ، فق ، مر : نماز را باز .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : مذهب ابو حنيفه موافق .