يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً ( 1 ) - الاية .
و « عدوان » تعدّى باشد ، مصدر ( 2 ) بود من عدا طوره ، أى تجاوز حدّه ، و نصب او بر تميز ( 3 ) بود ، چنان كه : أعطيته كذا صلة ، أو صدقة و أخذت ذلك منه قهرا و قسرا . و براى آن گفت و قيد زد ( 4 ) به اين كه ( 5 ) بر وجه سهو و غلط و نسيان كند مستحقّ اين وعيد نبود .
* ( فَسَوْفَ نُصْلِيه ناراً ) * ، بچشانيم و بسوزانيم ( 6 ) او را به آتش دوزخ . * ( وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّه يَسِيراً ) * ، و اين بر خداى آسان است ، و مورد اين آيت مورد وعيد است ، يعنى خداى تعالى قادر است ، و اين معنى بر او متعذّر نبود .
قوله ( 7 ) : * ( إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْه ) * ، بدان كه علما در « كبائر » خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس گفت : هر چه خداى را به آن بيازارند كبير ( 8 ) باشد . و سعيد جبير و مجاهد و ابو العاليه و ضحّاك گفتند : هر چه خداى تعالى از آن نهى كرد و وعيد كرد بر آن به عقاب دوزخ آن كبيره است . و بنزديك ما هر چه معصيت است همه كبيره است ، جز آن كه ( 9 ) به اضافه بعضى با بعضى كبيره تر ( 10 ) بود تا يك گناه باشد كه هم صغيره ( 11 ) بود و هم كبير ( 12 ) . به اضافه با آن كه عقابش كم [ 307 - پ ] از آن باشد كبير ( 13 ) بود به اضافه با آن كه عقابش بيش از آن باشد صغير ( 14 ) بود .
و بنزديك معتزليان صغيره آن باشد كه عقابش در جنب طاعات و اجتناب كبائر محبط باشد ، و بنزديك ما و ايشان معيّن نبود ، جز خداى نداند تا مكلَّفان به چشم حقارت به معصيت خدا ننگرند و مغرى نشوند به قبيح . و از جملهء آنچه باتّفاق كبيره است : قتل نفس محرّمه ( 15 ) است و ظلم و غصب و قذف محصنات و زنا و ربا و لواطه و
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 19 .
( 2 ) . مر ، تب : مصدرى .
( 3 ) . تب : تمييز .
( 12 - 4 ) . مر : قيد كرد .
( 5 ) . تب اگر .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر : بسوزانيم و بچشانيم .
( 7 ) . اساس و ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد زايد به نظر مىرسد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : كبيره .
( 9 ) . اساس : چنان كه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . وز ، آج ، لب ، فق : كبيرتر .
( 11 ) . وز ، آج ، لب ، فق : صغير .
( 13 ) . مر ، تب : كبيره .
( 14 ) . تب : صغيره .
( 15 ) . آج : محترمه .