معاقب باشى آنگه به دست خود كرده باشى همچنان بود كه خود را كشته ( 2 ) .
قولى ديگر آن است كه از صادق - عليه السّلام - روايت كردند كه : معنى آن است كه خويشتن در كارزار ميفگنيد ( 3 ) در وقتى كه ظاهر حال آن باشد كه كشته شويد ( 4 ) از ضعف و بىسازى و كثرت و غلبهء دشمن ، و اين آيت جارى مجراى آن بود كه گفت : وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ( 5 ) ، چه اگر چنين كنيد ( 6 ) خود را در خطر نهاده باشيد ( 7 ) و خود را به دست خود كشته .
فضيل عياض را پرسيدند از اين آيت : * ( وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * ، چه باشد ؟ گفت معنى آن است كه : و لا تغفلوا عن حظَّ أنفسكم ، از بهره و نصيب نفس خود غافل مباشيد ( 8 ) ، يعنى براى خود ذخيره اى نهى ( 9 ) كه آن كس كه او سفرى در پيش دارد و زاد بر نگيرد و به راه برود ، خود را بكشته باشد ، و اين همه نزديك است بقوله تعالى : وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ .
يكى را از جملهء صحابه ، رسول [ عليه السّلام ] ( 10 ) به سريّتى فرستاد ( 11 ) ، و گفت ( 12 ) مرا در راه ( 13 ) احتلام افتاد و سرما سخت بود ، من نيارستم غسل كردن كه از هلاك ترسيدم ، تيمّم كردم و نماز كردم به قوم خود . چون باز آمدم رسول را خبر دادم ، مرا گفت :
يا هذا صليت بأصحابك و أنت جنب ،
به اصحابت نماز كردى و تو جنب بودى . من گفتم : اى رسول اللَّه ! سرما ( 14 ) سخت بود و من بر خويشتن خائف بودم ، خواستم تا غسل كنم اين آيتم ياد آمد كه خداى تعالى مىگويد : * ( وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * ، رسول - عليه السّلام - بخنديد و دگر هيچ نگفت ( 15 ) .
جندب بن عبد اللَّه اصحابش را گفت در بعضى غزوات : انّ هؤلاء و لغوا في دمائهم ، اينان در خون خود مىشوند ، يعنى نه بر بصيرت قتال مىكنند . آنگه گفت :
هامش
( 2 ) . آج ، لب ، فق : كشتهء / كشته اى ، مر : كشتهايد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : ميفگنى / ميفگنيد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : شوى / شويد .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 195 .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : كنى / كنيد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : باشى / باشيد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : مباشى .
( 9 ) . مر ، تب : نهيد .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 11 ) . فق : افتاد .
( 12 ) . تب : او گفت .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز مر : در راه مرا .
( 14 ) . مر ، تب : سرماى .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : دگر چيزى نگفت .