وجدنا ابانا كان حلّ ببلدة
سوى بين قيس عيلان و الفزر
و اين جا در اين آيت جزو مجرور نشايد ( 1 ) به صفت « كلمة » . و امّا قولك : مررت برجل سواء عنده الخير و الشّر [ جز رفع نشايد كه آن جا خبر مبتداست مقدّم بر او ، و التقدير : الخير و الشّرّ ] ( 2 ) عنده مستويان ، كما قال ( 3 ) تعالى : وَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناه لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيه وَالْبادِ ( 4 ) . . . ، جز رفع نشايد اين جا نيز ، يعنى كلمتى كه از ميان ما در آن خلاف نيست ، يعنى بيايى تا خلاف رها كنيم ( 5 ) وفاق گيريم و آن چيست . * ( أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّه ) * ، جز خداى را نپرستيم ، و محلّ آن رفع است به خبر ابتداى محذوف ، و التّقدير : و هى ان لا نعبد الَّا اللَّه . و گفتهاند : محلّ او جرّ است بر بدل « كلمة » ، و گفتهاند : نصب است بنزع حرف الجر بأن لا نعبد ، جز خداى را نپرستيم و با او انباز نگيريم .
* ( وَلا نُشْرِكَ بِه شَيْئاً ) * ، و بعضى بعضى را خداى نگيريم چنان كه شما كرديد ( 6 ) كه جهودان و ترسايانيد ( 7 ) تا خداى تعالى باز گفت :
اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله
( 8 ) .
عكرمه گفت : يكديگر را سجده كردندى صادق - عليه السلام - گفت : اتّخاذ ايشان احبار و رهبان ( 9 ) را ارباب نه به عبادت بود ، بل به تحريم و تحليل حرام بود .
بعضى ديگر گفتند : به طاعت داشت ايشان بود رؤسا و بزرگان را در معصيت خدا .
[ و در خبر آمده است كه :
من اطاع مخلوقا في معصية الله فكأنما سجد سجدة لغير الله
، گفت : هر كس كه او طاعت ( 10 ) مخلوق دارد در معصيت خدا ] ( 11 ) همچنان باشد كه جز خداى را سجده كرده ( 12 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر خواند .
( 2 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اللَّه .
( 4 ) . سوره حج ( 22 ) آيه 25 .
( 5 ) . دب و .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : كردى / كرديد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ترسايانى / ترسايانيد .
( 8 ) . سوره توبه ( 9 ) آيه 31 .
( 9 ) . آج ، مب : رهبانان .
( 10 ) . مب : اطاعت .
( 11 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . دب ، آج باشد .