قوله : * ( وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ) * ( 1 ) ، اين بود كه ترسايان نجران چون به مدينه آمدند ، جهودان مدينه با ايشان مناظره كردند . ايشان را با يكديگر خصومت افتاد در ابراهيم - عليه السلام . ترسايان گفتند : اين ابراهيم ترسا بود و ما به او اوليتريم ، و جهودان همچنين گفتند ، پيش رسول آمدند به حكومت . رسول - عليه السلام - گفت : ابراهيم جهود نبود و ترسا نبود ، شما به او اوليتر نهاند ، بل مسلمان بود ، و من به او اوليترم .
جهودان گفتند : اى محمّد ! همانا تو را مىبايد كه ما در حقّ تو آن گوييم كه ترسايان در حقّ عيسى گفتند ، و ترسايان گفتند : تو را مىبايد كه ما تو را آن گوييم كه جهودان عزير را گفتند . خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر هر دو فرقه ، اى ( 2 ) ، جهودان و ترسايان و گفت : بگو اى محمّد اهل كتاب را ، يعنى جهودان و ترسايان را :
* ( تَعالَوْا ) * ، بياييد * ( إِلى كَلِمَةٍ ) * ( 3 ) * ( سَواءٍ ) * ، اى مستوية . * ( بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ ) * ، و اين مصدر را واحد و تثنيه و جمع در او يكسان باشد و مذكّر و مؤنّث . با سخنى كه ميان ما راست است . و در مصحف عبد اللَّه مسعود است : الى كلمة عدل ، اى عادلة ، هم بر اين نهاد كه گفتيم .
و بعضى دگر گفتند : * ( إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ ) * ، اى نصفة ، يعنى انصاف ، يقال : دعا فلان الى سواء و السويّة اى ( 4 ) الإنصاف ، قال الشّاعر :
ا تسئلني السويّة وسط زيد
الا انّ السويّة ان تضاموا
يعنى الانصاف ، و سواء كل شىء وسطه ، قال اللَّه تعالى : فَاطَّلَعَ فَرَآه فِي سَواءِ الْجَحِيمِ ( 5 ) ، و ميانه را براى آن « سواء » خوانند كه از او تا هر طرفي از اطراف راست بود . مثلا چون ( 6 ) نقطه دايره . چون ممدود گويند « سين » مفتوح باشد ، و چون مقصور گويند « سين » يا مكسور باشد يا مضموم ، قال اللَّه تعالى : مَكاناً سُوىً ( 7 ) ، و قرء ( 8 ) : سوى ، قال الشّاعر :
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 68 .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : از .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر به سخنى .
( 4 ) . مج با تكرار « اى » ، كه با توجّه به نسخه بدلها زائد تشخيص داده شد .
( 5 ) . سوره صافّات ( 37 ) آيه 55 .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چون مثل .
( 7 ) . سوره طه ( 20 ) آيه 58 .
( 8 ) . مج : و قد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .