عيون من لجين في جفون
من الرّيحان زيّنها المليك
باحداق الينا ناظرات
كأنّ نضارها ذهب سبيك
على قضب الزّمرد شاهدات
بأنّ اللَّه ليس له شريك
[ 406 - ر ] چون سخن در توحيد مىرود ، مدّعى و حاكم و گواه اوست :
فيك الخصام [ و انت الخصم و الحكم ] ( 1 )
رسول - عليه السلام - بيامد و دعوى كرد كه : من فرستاده اويم و او را همتا و انباز نيست . گفتند : گواه تو كيست بر آن كه فرستاده اويى ؟ گفت : بار خدايا ! اين كافران از من گواه مىخواهند . گفت : من گواه توام ، وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ( 2 ) .
گفتند : به يك گواه كار بر نيايد ، حق تعالى گفت : گواهى با من گواهى مىدهد كه علم كتاب به نزديك اوست ، وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ( 3 ) ، و آن پسر بو طالب ( 4 ) است . مخالفان گفتند : جهودانند ، و موافقان گفتند : آن است كه جهودان از تيغ او بهرى به دين در آمدند ، و بهرى به روى ( 5 ) در آمدند و بهرى جزيه پذيرفتند .
بى انصاف مردى ، تا گواهى ( 6 ) اوت نبايد گفتن ، جهودى ( 7 ) اختيارى كردى ، تا ولايت قضاى اوت ( 8 ) نباشد گفتن جهودى ( 9 ) اختيار كردى آن را كه رسول ( 10 ) اقضى خواند ، خواجه را برگ نيست كه به گواييش ( 11 ) بدارد ، گواى ( 12 ) خداست بر تو ، شئت ام ابيت ، گواى ( 13 ) مقبول الشّهادة و حاكمى ( 14 ) نافذ الحكم .
يا شاهد اللَّه علىّ فاشهد
آمنت بالواحد ربّ احمد
هامش
( 1 ) . اساس : زير وصّال رفته است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 - 2 ) . سوره رعد ( 13 ) آيه 43 .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : ابو طالب .
( 5 ) . مج ، وز ، مب ، مر : به ديم ، دب : به دم ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 8 ) . همه نسخه بدلها : اويت .
( 9 ) . دب را .
( 10 ) . همه نسخه بدلها عليه السلام .
( 11 ) . مج : به گواهيش دب : به گواهى هش ، ديگر نسخه بدلها : گواهش .
( 12 ) . همه نسخه بدلها : گواه .
( 13 ) . مج ، وز ، آج ، لب : گواهى .
( 14 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حاكم .