من ضلّ في الدّين فانّي مهتدي
دعبل علىّ خزاعىّ چون به در مرگ رسيد ، كاغذى بر گفت و ( 1 ) بر آن [ جا ] ( 2 ) نوشت :
اعد اللَّه يوم يلقاه
دعبل ان لا إله الَّا هو
يقولها مخلصا عساه بها
يرحمه في القيامة اللَّه
اللَّه مولاه و النّبىّ و من
بعدهما فالوصىّ مولاه
و وصايت كرد كه با او در كفن پيچند ، همچنان كردند . چون او را دفن كردند ، شب در خواب ديدند او را و گفتند : ما فعل اللَّه بك ، خداى با تو چه كرد ؟ گفت ( 3 ) :
رحمني بتلك الابيات ، به آن ابيات بر من ( 4 ) رحمت كرد .
رسول را گفتند : تو را گواه بايد ، ما خداى را نشناسيم ، و گواهى پسر عمّت نپذيريم ، كه او از تو است . گفت : هر چه انگشت برآن نهى گواه من است بر صدق دعوى من .
راوى خبر گويد كه : با رسول بودم در بعضى راهها ، اعرابيى پيش ما بر افتاد .
رسول او را بپرسيد كه : تو از كدام قبيله اى ؟ گفت : از فلان قبيله . گفت : كجا مىروى ؟ گفت : كه با قبيله مىروم ، گفت :
هل لك في خير يصحبك اليها ،
رغبت كنى به خيرى كه در صحبت تو با قبيله تو آيد ؟ گفت : و ما ذاك ، آن چيست ؟
گفت : تشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّى رسول اللَّه ، گواى ( 5 ) دهى كه خداى يكى است [ 406 - پ ] و من رسول اويم .
اعرابى گفت : و من يشهد لك على هذا ، كه گواهى ( 6 ) دهد تو را بر اين ؟ رسول - عليه السلام - نگاه كرد ، درختى ( 7 ) سمره ( 8 ) ديد عادى بر كنار آن بيابان خشك گشته ،
هامش
( 1 ) . اساس كه نو نويس است اين سه بيت ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 2 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مر : گفتى .
( 4 ) . مب : ابيات مرا .
( 6 - 5 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 7 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : درخت ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است را ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .