اخبرنا عن اعظم شهادة ( 1 ) في كتاب اللَّه ، ما را خبر دهد از عظيمتر گوايى ( 2 ) كه در كتاب خداى هست ، [ 405 - ر ] خداى تعالى ( 3 ) اين آيت بفرستاد .
در شاذّ ابو نهيك و ابو الشّعثاء خوانند ، شهداء اللَّه ، على تقدير : هم شهداء اللَّه ، يعنى آن صابران و صادقان - كه ذكر ايشان در آيت برفت - گواهان خدااند بر خلقان .
و دگر قرّاء خواندند : * ( شَهِدَ اللَّه ) * ، على الفعل . و مهلَّب خواند : شهد اللَّه ، بنصب على الحال و المدح .
مفسران در معنيش خلاف كردند ، مجاهد گفت : حكم اللَّه ، حكم كرد خداى تعالى . فرّاء و ابو عبيده گفتند : قضى اللَّه . مفضّل گفت : اعلم اللَّه . بعضى دگر گفتند :
بيّن اللَّه ، خداى تعالى بيان كرد . ابن كيسان گفت : شهد اللَّه بتدبيره العجيب و صنعه المتقن و اموره المحكة انه لا إله الَّا هو ، گفت : خداى گوايى ( 4 ) داد به تدبير عجيب و صنع محكم و افعال متقن كه : او يكى است . و اين چنان است كه بعضى خطبا گفتند ( 5 ) : سل الأرض من شق انهارك و غرس اشجارك و جنى ثمارك ؟ فان لم يجبك حوارا اجابتك اعتبارا ، از اين زمين بپرس كه : جويهايت كه بشكافت ، و درختانت كه نشاخت ( 6 ) و ميوه هات كه به بر آورد ( 7 ) ؟ اگر به زبان محاورتت جواب ندهد ، به زبان اعتبارت جواب دهد ، و ابو العتاهية گفت ( 8 ) :
الا انّنا كلَّنا بائد
و اىّ بني آدم خالد
و بدؤهم كان من ربّهم
و كلّ الى ربّه عائد
و للَّه في كلّ تحريكة
و تسكينة ابدا شاهد ( 9 )
و في كلّ شىء له آية
تدلّ على انّه واحد
بعضى اعراب را گفتند : ما الدّليل على انّ للعالم صانعا ، چه دليل است بر آن
هامش
( 1 ) . ج ، لب ، فق ، مر : شهادات .
( 2 ) . مب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : گواهى .
( 3 ) . عبارت « خداى تعالى » در اساس تكرار شده است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 5 ) . مر : گفتهاند .
( 6 ) . دب : نشانده ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نشاند ، نيز در اساس كلمه به صورت « نشاند » هم ضبط شده است .
( 8 - 7 ) . آج شعر .
( 9 ) . كذا : در اساس و همه نسخه بدلها ، ديوان ابى العتاهيه . ( بيروت 1384 / 1964 ) ، ص 122 : و فى كلّ تسكينة شاهد .