گفت : آن درخت مرا گواهى ( 1 ) دهد . مرد را عجب آمد ، رسول گفت : يا اعرابى ! برو آن درخت را پيش من خوان گو ( 2 ) : رسول خداى تو را مىخواند .
اعرابى برفت و گفت : ايّتها الشّجرة أجيبي [ رسول اللَّه ] ( 3 ) ، اجابت كن رسول خدا را ! درخت بر خويشتن بجنبيد ( 4 ) و عروق خود از زمين بر كند ، و جعلت تخدّ الارض خدّا ، و زمين مىشكافت تا پيش رسول آمد و بايستاد . رسول خداى - عليه السلام - گفت :
بم تشهدين ايّتها الشّجرة
، به چه گواى ( 5 ) مىدهى اى درخت ؟ گفت :
اشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّك رسول اللَّه
، گواى ( 6 ) مىدهم كه : خداى يكى است و تو رسول ( 7 ) اويى .
اعرابى گفت : درختى تو را گواى ( 8 ) مىدهد ، من اوليتر ( 9 ) كه گواى ( 10 ) دهم : اشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّك رسول اللَّه ، [ و اسلام آورد ] ( 11 ) .
* ( وَأُولُوا الْعِلْمِ ) * ، خداوندان علم گواى ( 12 ) مىدهند .
مفسران خلاف كردند در آن كه [ اين ] ( 13 ) خداوندان علم كهاند ؟ بعضى مفسران گفتند : مراد انبيااند ، پيغامبران خداى بر آن ( 14 ) گواى ( 15 ) مىدهند .
ابن كيسان گفت : صحابه رسولند از مهاجر و انصار .
مقاتل گفت : احبار اهل كتابند ، آنان كه ايمان آوردند ، چون عبد اللَّه سلام و مانند او . سدّى و كلبى گفتند : علماى مؤمنانند .
در تفسير اهل البيت مىآيد كه : * ( أُولُوا الْعِلْمِ ) * امير المؤمنين على - عليه السلام - است [ بيانه ] ( 16 ) قوله : وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ( 17 ) ، و اگر علماى اهل اسلام يا علماى اهل كتاب يا مهاجر و انصار صحابه ، آيت محتمل باشد ايشان را اوليتر كه اگر از
هامش
( 1 ) . كذا در اساس كه نو نويس است : گواهى / گواى .
( 2 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : و بگو كه ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 3 ) . اساس ، ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . مب : بپيچيد .
( 15 - 12 - 10 - 8 - 6 - 5 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 7 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : فرستاده ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . دب : اوليترم .
( 16 - 13 - 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . همه نسخه بدلها : اين .
( 17 ) . سوره رعد ( 13 ) آيه 43 .